علیرضا غنی زاده/ به دنبال روی کار امدن حزب عدالت و توسعه با گرایش اسلام گرایانه و بدست گرفتن مسئولیت های ریاست جمهوری و نخست وزیری و پارلمان این تغییرات در ترکیه باب میل قدرتهای استکباری و صهیونیسم بین المل نبوده زیرا در دهه های گذشته حاکمان در این کشور اسلامی عامل اجرای برنامه های امریکا در منطقه بوده و نظامیان وابسته به غرب قدرت ویژه ای داشتند بعد از کودتای ۱۲ اوریل ۱۹۸۰ به رهبری ژنرال کنعان اورن فرمانده ارتش ترکیه ژنرالها بودند که سیاست داخلی و خارجی دولت را تعیین و اگر حزب یا دولتی با برنامه های انها همانا سیاست های امریکا و غرب سازگاری نداشت ان جریان را از صحنه قدرت حذف میکردند که نمونه بارز ان ساقط نمودن دولت نجم الدین اربکان رهبر حزب فضیلت (رفاه و ملی سلامت سابق) بوده که اخیرا اربکان در مصاحبه با خبرنگاران به نقش پشت پرده امریک و اسرائیل در خصوص ساقط نمودن دولتش به دست ژنرال های ارتش مدارک مستندی را ارائه نموده است.
پشینه رهبران جدید ترکیه:
رهبران جدیددر گذشته از اعضای جوان حزب اسلامی ملی سلامت بوده که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اولین روز جهانی قدس ضمن لبیک به امام خمینی (ره)در ترکیه راهپیمایی باشکوه روز قدس را برگزار و رشد روز افزون اسلام خواهی در ترکیه که تحت تاثیر انقلاب اسلامی بوده و باعث وحشت امریکا و غرب گردید ژنرال های ارتش در سال ۱۹۸۰ کودتای نظامی انجام و رهبران این حزب را بازداشت و تعدادی نیز به خارج متواری گردیدند و چند سال بعد غربیها به لحاظ تظاهر به رعایت اصول دمکراسی و حفظ ابروی خود دولتهای ظاهرا غیر نظامی در ترکیه به سر کار اورده ولی تا این اواخر یعنی قبل از سلیمان دمیرل مسئولیت ریاست جمهوری بر عهده فرمانده کودتا یعنی ژنرال کنعان اورن بوده.
عملکرد دولتها بعد از کودتا و گرایش به اسلام گرایان:
عملکرد احزاب لائیک و وابسته و بالا رفتن نرخ تورم و رکود اقتصادی وابستگی روز افزون به غرب باعث گردید مردم در انتخابات محلی و شهرداریها از نیروهای اسلام گرا و حزب رفاه استقبال و اکثر شهرداریهای شهرهای بزرگ از جمله امکارا و استانبول از طرف این حزب انتخاب و رجب طیب اردوغان روشنفکر جوان و اسلبام گرا مدیریت شهرداری بزرگترین شهر ترکیه استانبول را بر عهده گرفتند که عملکرد درخشان انها در جهت خدمت رسانی به مردم کاهش هزینه های شهرداری رشد و ابادنی شهری مبارزه با رشوه خواری و... باعث گرایش روز افزون مردم به اسلام گرایان شد.گرایش مردم به اسلام گرایان باعث هراس عوامل غرب گردید و نهایتا ژنرالهای ترکیه که عامل و دست پرورده امریکا می باشند به بهانه حضور اردوغان در مراسمی به مناسبت قدس در ترکیهکه از طرف سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار شده بود و ایراد خطابه در حمایت از فلسطین محاکمه و از صخنه سیاسی کنار زده شد اردوغان به همراه جمعی از همفکران خود ضمن انشعاب از حزب رفاه و تشکیل حزب عدالت و تسعه(آک) به خاطر محبوبیتی که کسب کرده بودند در انتخابات پارلمانی شرکت و اکثریت کرسیهای پارلمان را کسبو دولت را تشکیل دادند عبدالله گل که از یاران نزدیک اردوغان بود به عنوان نخست وزیر انتخاب و نمایندگان حزب عدالت در پارلمان با اصلاح قوانین زمینه حضور اردوغان را در انتخابات فراهم ودر انتخابات میان دوره ای ایشان به مجلس راه یافته و عبدالله گل با استعفاءاز مقام نخست وزیری این جایگاه را در اختیار اردوغان رهبر حزب قرار داده و خودش مسئولیت وزارت خارجه را بر عهده گرفت و با توجه به اکثریت کرسیهای این حزب در پارلمان و پایان یافتن دوره ریاست جمهوری سلیمان دمیرل(رهبر لائیک راه راست و نزدیک به اردوگاه ژنرالها) حزب عدالت اقدام به بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری نمود که با مخالفت شدید احزاب لائیک و ژنرال های ارتش و برخی از عوامل انها در دادگاه عالی و قانون اساسی ترکیه مواجه و انان به بهانه اینکه همسر کاندیدای حزب برای ریاست جمهوری محجبه میباشد با بدست گرفتن پست ریاست جمهوری توسط این حزب مخالفت و به دنبال مخالفت انان رجب طیب اردوغان با استفاده از محبوبیت مردمی و از طرف دیگر اوضاع بین المللی و در گیر شدن امریکا و کشورهای غربی در جنگ افغانستان و عراق که انجام هر گونه کودتا در ترکیه و به هم خوردن اوضاع داخلی این کشور بزرگ اسلامی که جایگاه استراتژیک در منطقه و جهان اسلام دارد به نفع منافع این کشورها نبوده و مجبور به تسلیم در مقابل اراده مردم ترکیه بودند.با انجام همه پرسی بار دیگر تائیدی مردمی برای حزب خود اخذ و عبدالله گل نفر دوم حزب عدالت به جایگاه ریاست جمهوری ترکیه رسیدند و رهبران امریکا و غرب به ظاهر جهت رعایت ژست دمکراسی از روی کار امدن حزب عدالت استقبال نمودند ولی سیاست های مستقلی که این حزب در عرصه سیاست خارجی اتخاذ میکرد خوشایند این قدرتها نبوده که از جمله این سیلستها:
- تقویت و توسعه روابط سیلسی و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران
- ایجاد جبهه مشترک با ایران و سوریه در خصوص مسائل عراق و حمایت از استقلا و تمامیت ارضی این کشور
- توسعه روابط با کشور سوریه
- توسعه و نزدیکی روابط ترکیه با کشورهای اسلامی
- کاهش روابط اقتصادی سیاسی و نظامی با رژیم اشغالگر اسرائیل
- تقویت گروه های ملی و مذهبی فلسطین خصوصا دولت منخب فلسطین و گروه حماس
- مواضع شجاعانه رهبران ترکیه در جنگ غزه و حمایت از مقاومت مردم فلسطین و اعتراض های جدی به اعمال نسل کشی اسرائیل بر علیه مردم بی دفاع غزه و رفتارهای متناقض کشورهای غربی
- حمایت صریح از برنامه فعالیت صلح امیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با هر گونه حمله نظامی به ایران
به خاطر مواضع مستقل رهبران حزب عدالت انان به صورت همه جانبه از طرف امریکا و لابی صهیونیست ها که نفوذ زیادی در مراکز تصمیم گیری امریکا و کشورهای اروپایی دارند تحت فشار قرار گرفتند که از جمله این فشارها میتوان به مسائل زیر اشاره نمود:
- برنامه ريزي ژنرالهاي تركيه با هدايت سازمان اطلاعات خارجي امريكا(سيا) جهت كودتا بر عليه دولت اردوغان
- برنامه ريزي براي ترور و حذف فيزيكي رهبران حزب عدالت از جمله اردوغان
- ساز ماندهي احزاب لائيك طرفدار غرب براي انجام اعتراضات خياباني بر عليه اردوغان به بهانه به مخاطره افتادن سيستم لائيك تركيه خصوصا در ماجراتي حذف قانون ممنوعيت استفاده از پوشش اسلامي در مراكز علمي و دانشگاهي
- تلاش براي ايجاد موانع در جهت رشد اقتصادي تركيه كه باعث ايجاد تورم و نهايتا كاهش محبوبيت دولت در جامعه گردد.
- رابطه كشورهاي غربي و فرماندهان نظامي امريكا در خارج و داخل عراق با گروهك تروريستي و تجزيه طلب پ ك ك جهت تحت فشار قرار دادن دولت در مناطق جنوب شرق تركيه
- تحت فشار قرار دادن دولت تركيه براي تغيير برخي از قوانين و مقررات به بهانه شرايط ورود انها به اتحاديه اروپا كه بعضا اين تغييرات با اعتقادات و سنت هاي مردم تركيه مغايرت داشته و باعث كاهش محبوبيت حزب عدالت در ميان مردم مذهبي كه از عمده ترين پايگاههاي مردمي اين حزب محسوب ميشوند
- طرح مشترك لابي صهيونيست با لابي داشناكها (ارامنه افراطي ) كه نفوذ ويژه اي در پارلمانهاي امريكا و برخي از كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه دارند جهت فشار سياسي در افكار جهاني بر عليه دولت تركيه با عنوان به رسميت شناختن ماجراي جعلي نسل كشي ارامنه توسط تركها در 24 آوريل 1915 تا اينكه با اين فضا سازي مانع ورود تركيه به اتحاديه اروپا كه يكي از شعارهاي دولت اردوغان بوده بشوند.
حال انكه در سالهاي اخير مزدوران وابسته به كشورهاي استكباري در مناطق مختلف جهان اسلام از جمله نسل كشي مردم بيگناه فلسطين خصوصا در جنگ غزه كه حتي يك گزارشگر يهودي نيز ناچار به اعتراف به برخي جنايات صهيونيست ها شد و مردم مظلوم جنوب لبنان نسل كشي مسلمانان مظلوم و بي دفاع بالكان توسط صربها و كراواتها تحت حمايت قدرتهاي استكباري نسل كشي مردم مظلوم اذربايجان در مناطق اشغالي قره باغ،شوشا،لاچين،اغدام و بالاخص نسل كشي صدها نفر از مردان و زنان و كودكان خوجالي بدست داشناكها كه مورد حمايت فرانسه امريكا و روس ها ميباشند نه تنها كشورهاي غربي و امريكا در جهت مقابله و محكوميت اين نسل كشي ها هيچ موضعي نگرفتند بلكه اگر از طرف گروههاي حق طلب در كشورهايشان به اين مسائل اعتراض شده انها حركتها سركوب نموده و با بي شرمي تمام رهبران كشورهاي چون امريكا،انگليس،فرانسه و ايتاليابا سفر به فلسطين اشغالي از نسل كشي صهيونيست ها به صورت علني حمايت نمودند و امروز قدرتهاي غربي به رهبري امريكا و فرانسه در تلاش هستند به بهانه يك ادعاي جعلي يك قرن قبل يعني نسل كشي ارامنه دولت اردوغان را تحت فشار قرار داده تا بلكه بتوانند سياستهاي دولت تركيه را با خودشان در منطقه همراه سازند.
نيم نگاهي به ادعاي نسل كشي ارامنه همچون ادعاي هولوكاست (نسل كشي يهود) دست ساخته قدرتهاي استكباري براي نفوذ و سلطه در كشورهاي اسلامي:
در سال 1914 قبل از شروع جنگ جهاني اول تحركاتي در اكثر كشورهاي اروپايي در جهت تقويت بنيه نظامي و سازماندهي نيرو صورت مي گرفت كه از اين حركتها فهميده مي شد به زودي اتش جنگي در دنيا به وقوع خواهد پيوست ولي بهانه اغاز اين جنگ چه خواهد بود.در 28 ژوئن سال 1914 فرديناند وليعهد اتريش به همراه همسرش در شهر سراجوا به دست يك صرب به قتل رسيد به دنبال ان دولت اتريش با اعلام چند پيشنهاد التيماتوم تندي به دولت صرب داد.بخاطر روابط نزدیک نژادی صربها با روسها دولت امپراتوری روسیه در حمایت از صربها به بسیج نیرو پرداخت.آلمان نیز حمایت خود را از ارتش اتریش اعلام و ناگهان دولت های فرانسه و انگلیس از صربها حمایت و متعاقبا دولت عثمانی حمایت خودش را از آلمان اعلام و اتریش نیز بر علیه صربها اعلان جنگ نمود و نهایتا آلمانیها بر علیه روسها و فرانسه و بلژیک اعلام جنگ و در مقابل انگلیسه به آلمانیها اعلام جنگ و سپس ژاپن ها نیز در جبهه روس و فرانسه و انگلیس قرار گرفتند و در خاتمه عثمانیها به روسها و همدستان آنها اعلام جنگ نمودند.
بعد از ورود عثمانیها بهد جنگ و با توجه به سوابق قبلی در گیری عثمانیها با روسها و انگلیس ها این کشورها غیر از جنگ در مرزهای دولت عثمانی به روشهای دیگر جهت تضعیف عثمانیها اقدام نمودند،از جمله اقدامات انگلیسها تحریک اعراب در مناطق مصر و اردن و عراق که در حاکمیت عثمانی ها قرار داشتند برای تجزیه و جدایی از امپراطوری عثمانیکه در این اثناءبرخی از خاندان عرب کاملا به خدمت انگلیسها در آمده و به عنوان ستون پنجم به جنگ داخلی با عثمانی ها پرداخته و این مناطق را از خاک عثمانی جدا(نهایتا انگلیس با این برنامه ریزی و اینکه قدرت عثمانیمانع انجام نیات پلید آنها بوده بعدا توانستند یهودیان نژاد پرست را در کشور فلسطین ساکن نموده و زمینه تشکیل اسرائیل را در دل کشورهای عرب و اسلامی و یکی از مراکز اصلی مذهبی مسلمانان قدس شریف تشکیل دهند) و در جبهه شرق که عثمانیها با روسها درگیر بودند روسها دو روش را غیر از توان نظامی خود به کار گرفتندکه در این میان در استانهای آذربایجان ایران باعناصری تماس گرفتند تا جبهه ای از داخل ایراتن بر علیه عثمانیها بگشایند ولی به خاطر مواضع قاطع روحانیون ایران مبنی بر غیر شرعی بودن همکاری بات روسها دولت روسیه در این شگرد با شکست مواجه گردید و هدف بعدی روسیه به کارگیری اقلیت مسیحی ساکن در مناطق شرق و جنوب شرق ترکیه (ارامنه و آسوریان) برای ضربه زدن به عثمانیها ودرگیر نمودن آنه در داخل خاک خود تا در جبهه خارجی توان جنگ با روسیه را نداشته باشند با هزاران تاسف این اقلیت که در استانهای شرقی ترکیه از جمله مناطق وان،بیلتیس حکاری یک زندگی آرامی تحت حکومت عثمانیها داشتند آلت دست روس شده و با هدف تجزیه مناطق جنوب شرق ترکیه و تشکیل یک حکومت مسیحی در این مناطق به عنوان ستون پنجماز پشت به عثمانیها خنجر زده و نیروهای نظامی عثمانی را در این مناطق زمین گیر نمودند تا بلکه روسها به عثمانی ها غلبه و آنها به اهداف شوم خود برسند سرکوب این فتنه و توطئه برای دولت عثمانی چه بسا از جنگ با روسها در الویت قرار داشت زیرا ارامنه و آسوری ها این مناطق غیر از ضربه زدن به نیروهای عثمانی به قتل و عام مسلمانان ساکن این مناطق نیز می پرداختند .دولت عثمانی تصمیم به سرکوب این یاغیان گرفته و بعد از شکست دادن آنان این مناطق را که مدتی جولانگاهشان شده بود مجبور به ترک و به تصمیم به سرکوب این یاغیان گرفته و بعد از شکست دادن آنان این مناطق را که مدتی جولانگاهشان شده بود مجبور به ترک و به طرف مرزهای ایران و سوریه روانه شدند و چه بسا در این میان متحمل خساراتی گردیدند که قطعا نتیجه وطن فروشی و خیانت بهتر از این نمی تواند باشد و کسانی که به تاریخ یک قرن گذشته مناطق ارومیه ،سلماس و خوی شناخت دارند نیک دانندبعد از ورود این جنایتکاران به داخل مرزهای شمال غرب ایران آنها با همراهی ارامنه و آسوریان این مناطق و تعدادی از ارامنه منطقه قفقاز که وارد این منطقه شده بودند با سازماندهی و حمایت های مادی و تجهیزاتی دولت های روسیه و انگلیس به رهبری فرد جنایتکاری به نام مارشیمون به چه جنایت های در قسمتی از مناطق آذربایجان غربی دست نزدند که به عنوان نمونه به 2 خاطره از نسل کشی این جنایتکاران در ارومیه و سلماس می پردازیم:
درست در روزهای پایانی سال که در همه جای ایران مردم به بر پاداشتن چهرشنبه سوری مشغول بودند ولی مردم ارومیه گرفتار جنایت و غارت جانیان بوده به دنبال در گیری بین اسماعیل آقا سمیتقو با مارشیمون و کشته شدن مارشیمون در صد کیلومتری شهر ارومیه در منطقه کهنه شهر با توجه به اینکه مردم ارومیه هیچ نقش و اطلاعی از این ماجرا نداشتند ارامنه و آسوریان که نتوانستند به سمیتقو ضربه بزنند دست به کشتار فجیع مردم بیگناه ارومیه زده و به نوشته مورخان در این قتل عام قریب ده هزار نفر مردم بیگناه و بی دفاع ارومیه به طرز فجیع به قتل می رسند در مقابل شیون مادران،فرزندان خردسال آنان به خاک و خون کشیده می شوند و در همین روز اکثر روحانیون طراز اول مسلمان ارومیه از جمله میرزا ابراهیم مجتهد،ثقه الاسلام ارومی،صدر العلمای ارومیه و 15 نفر از علمای مشهور شهر را به شهادت رسانده و اموال مردم را به غارت می برند
در منطقه سلماس نیز این جنایتکاران با تجمیع حدود 38 هزلر نیروی نظامی و فرماندهی نیروهای فرانسه و روسیه و آمریکا از جمله نیتین کونسول روس در ارومیه،مستر وشت کونسول آمریکا و مستر گوژل رئیس بیمارستان فرانسویان به محاصره و قتل عام مردم سلماس پرداخته که از صحرا و بیابان فریاد زنان و کودکان به آسمان بلنده شده و آنهایی که در خانه ها مانده بودند مظلومانه به شهادت می رسند و مردم رات به صورت دسته جمعی به شهادت می رساندند. کودکان را در جلوی چشم مادران به قتل رسانده که گفته میشود40 هزار نفر از مردم سلماس را نیز به اسارت گرفته که اکثر اینان نیز در سرما و از گرسنگی در راهها به شهادت می رسند و با بررسی گذرا به وقایع آن دوران این سئوال مطرح میشود اگر در آن ایام نسل کشی صورت گرفته از طرف چه کسانی و چه گروههای بوده؟ و با حمایت چه دولتهایی؟و چرا امروز دولت های روسیه،فرانسه و آمریکا که نقش اول را در این جنایت ها داشتند به جای اعتراف به حقایق تاریخی خود فریاد مظلومیت سر داده و همچون بحث جعلی هولوکاست تاریخ را تحریف و یک موضوع جعلی تحت عنوان نسل کشی ارامنه را درست در زمانی که بعد از جنگ جهانی اول و دوم یک گروه از اسلام گرایان اداره دولت را در ترکیه بر عهده گرفتند مطرح می کنند تا با این بهانه دولت اسلام گرای ترکیه را تحت فشار قرار دهند.
امروز چه کسانی با حمایت چه دولت هایی در مناطق فلسطین اشغالی ،غزه،جنوب لبنان،منطقه بالکان،مناطق اشغالی جمهوری آذربایجان دست به نسل کشی می زنند و به خاطر این جنایات جایزه نوبل در یافت می کنند..! چه بسا در سالهای آتی دولتهای جنایتکار اخبار جعلی مبنی بر نسل کشی آمریکائیان در افغانستان و عراق را برای باچ گیری از دولتهای منتخب این کشورها مطرح نمایند.!!
کد خبر: 7938
فرستنده: ainanews Admin
گروه: سیاسی, مقالات, اخبار مهم