حاشیه ای بر ادعای نویسنده وبلاگ فریاد خرداد
اگر به کسی سخنان مشروحه در سطور ذیل برخورد خواهشا کمی متمدنانه موضوع را نقادی نموده و الصاق فحش و توههین خودداری نموده و در جهت رعایت حقوق شهروندی و احترام به کرامت انسا نی قلمی را که خدای واحد به آن قسم خورده پاس داشته و اینگونه بر آبروی مسلمانی در جهت شاد نمودن دل منافقی و ایجاد تفرقه در اتحاد مسلمین نتاخته و اگر مرد ره است که باید با سر وجان رود نقاد منصفی باشد که در بیدارگاه مردم و خدا عزت یابد نه اینکه هر چیزی را به نام نقد به خورد مردمی بدهند که از تشویش موضع غالب جناح مدعی خسته شده اند
آبروی «نقد»،را هم می برند. پوستین دیگری را بر او پوشانده و دارند در کوچه و بازار می گردانند... دارند هر واژه متعفنی را به نام «نقد» به خورد جماعت می دهند.امروز، «منتقد» یعنی «فحاش»! پس هر که «فحاش»تر، «منتقد»تر.
هر کسی می تواند با چند «متلک» بشود منتقد. همه می توانند با بار کردن چند رقم اهانت، در مقام «منتقد» مورد تکریم باشند! براحتی می شود با مقداری «تحقیر» یک پا «منتقد» شد.با این ترتیب، عرصه برای «متلک پران ها» مهیا می شود.نيمچه فضاي نقد را هم، دارند گند مي زنند...
توهین و فحاشی در ایران یک اتهام خانه بر انداز است به قدری که توهین در عین ناخوشی از سلامت روانی محاوره روزانه ما شده است محتوی لطیفه ها و متاسفانه جای نقد را گرفته حتی در فضای مجازی اینترنت بی انکه یادمان بیاید این یک رذالت بزرگ است که دین منکر است .
استادی می گفتدر ساختار خانواده هایی که توهین و سر زنش ابزار تعلیم و تربیت است و در مدرسه قوت می گیرد امیدی به زندگی در اجتماع منصف نداشته باشیم .
این خلا باید در سالهای بعد از انقلاب با ظرایف فرهنگی و آموزشی در قالب های جهت دار جدید با سواری علوم و فنون برای نسل سوم آموزش داده می شد که مبادا فردا با موج سوم نسل سومی مدعی بیاید و در گفتار و کردار و نوشته های خود چهره انقلاب آرمانی مردم مسلمان به همراه فقیه عالم را جریحه دار ننمایند .اما این اخلاق مورد توجه پژوهشگران جامعه شناسی قرار گرفت و در آغاز خیزش وب لاگ نویسی و عرصه رسانه الکترونیکی یکی از شاخصه های وب لاگ نویسان ایرانی شد .
از طرفی اتهام توهین در حیطه مطبوعات نیز چالش قدرت و مطبوعات شد و نشر اکاذیب برای تشوشش اذهان و اقدام علیه امنیت ملی عمده جرایم هتاکان بود .
منتقدین امروزی زیاد خشمگین هستند و با بکار بردن ایهام به کنایه و طنز و تصویر به زبان درماندگی توهین می نمایند نمایش هیجان راه می اندازند و نبرد زبان سرخ را شروع می کنند در این دور باطل هر دو طرف باخته اند کسی که توهین میکند آبروی خود را می برد و کسی که توهین می شود توان و قدرت خود را نزول می دهد .
راینز پاریس توهین را نشانگر بحران هویت یک جامعه می داند و فردی که حداقل توان خودشناسی را نداشته باشد اگر احساس حقارت و ناکامی در راه یابی به مقاصد نامشروع داشته باشد و یا از کیستس و چیستس و در یک کلام از عف ایمان خود شرم داشته باشد بی اختیار مکانیسمی چون توهین نخواهد یافت و این جامعه شناس المانی می گوید توهین کننده تنها و منزوی است در عین درماندگی به حقانیت تظاهر می کند ودر سراب حمایت ابن الوقت ها روزگار می گذراند – خیل ایمیل و پیامک و پیام و نظرات شروع می شود شاید عده ای قلیلی بر آتش فتنه هزم خشک میریزند که این آتش شعله بکشد و بسوزاند حتی خود هتاک را ...
اما موضوع بعداز مقدمه جالب توجه می تواند باشد و شاید تامل بر انگیز بر سیطره استانی که متاسفانه خلقیات منحوس ومنسوخی چون هتک حرمت برای استقرار منیت ها هنوز وجود دارد و اعلامیه و شبنامه و طومار و توهین و گزارش وبلاگنویسی و... مجوز براندازی مسئول و رسوای خادمی می شود.
مطالب توهین آمیز همراه با دروغ های دو وبلاگ نویس معلوم الحال در استان اذربایجان غربی مدتی است قصد مخدوش نمودن عملکرد دولت عدالت محور را دارد و این بار اظهارات بی اساس در جهت حذف چهره اصولگرایی استان و بنیانگذار این جنبش در استان را دارد. وقلم مقدس شمشیر زهر آگین ملجمیانی شده است که این بار نه در خفا در آشکار به حرمت ها و ارزش ها میتازند .
اگرچه این موضع وبلاگ سرود کوهستان و فریاد خرداد با تاکتیک ایمانی مدیرکل صدا وسیما همراه شده واثری ندارد ئبه مصادق ایه قرآنی ((و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور)) اگر در مقابل سختيهايى كه متوجه جان ومال و شخصيت و عرضتان مى شود شكيبا باشيد اين از امور بسيار ارزشمندى است .همچنان که چند سالی است از اظهارات کارمند خاطی روابط عمومی خود گرفته تا سر سخت ترین مهرهای سیاسی و فشارهای تبلیغاتی گروهک های (پان) ایستادگی نموده است وان الله مع الصابرین.
هر مدیری برای دفع ضرر مجبور به اصلاح سیستم خود می شود وبدیهی است که مجموعه بازرسی و حراست بر این کار نظارت دارند و فرایندی طی می گردد تا کارمند خاطی تنبیه می گردد چرا از طرد عده ای نازل به قضای کار و شرایط خانواده گفتید ولی از اذرتقا چندین کارمند به مدارج عالی و مناصب مهم نگفتید نگاهی به گذشته جوابی جز سکوت همراه با جهل بر ادعای خود که همان مکانیسم انکار است نخواهد داشت وای بر ما .... !
خبر خلاف واقع مدرک دکتری شکرنیا اگر تلافی هم نباشد اگر ترویج تداوم کردانیسم نباشد ساخته ذهن علیل مال باختگان ازمودگانی است که آزمودن انها خطاست که توهین می نمایند وبا بی اعتنایی به شعائر دینی در نشر آن اهتمام می گمارند و پیام الکی می گذارند و مبارزانه جواب حق به جانب می دهند ترویج منکری که آب در هاون کوبیدن و لی با اسیاب دشمن منافق ریختن است و قصد هم چنینی است تا با تداوم یک جنجال کردانی باردیگر دولت را به چالش بکشند ولی متاسفانه حافظه تاریخی هنوز یادش می آید و نباید فرزندان دوم خرداد منکر شوند که اخذ مدارک قلابی دانشگاههای غربی که تئوریسین های آنها برای حضور جهت ارتقا علمی ایران غش می نمودند در سالهای اصلاحات اتفاق افتاد و چه منصب داران مهمی که از این مدارک برای خود قبض ننمودند و اجازه فعالیت دانشگاههای هاوایی و اکسفورد و.... در زمان انها رواج داشت اما در سال 85 با شکایت وزیر علوم و تحقیقات وهمچنین وزیر بهداشت و درمان دولت نهم بود که این بستر غیر مجاز اعلام شد .اما هنوز هم مشروعیت و مقبولیت مدارک عده ای از این دانشگاههای معتبر با متد جدید آموزشی در ایران مقبول و نمایندگیهای آنها در ایران و منطقه برای تربیت نیروی متخصص تلاش می نمایند .ولی چهره فرهنگی شکرنیا که بارها بر ادعای معلمی خود فخر نموده است نه از این مدرکی که منظور نظر است برای تدریس دانشگاهی یا اضافه مزایای شغلی و یا اعطای منصبی سو استفاده نشده است و کجا تصویری ازآن را یافتید ؟
حال اگر آبروی مدیر متعدی را به بازی بچگانه عده ای مغفول ریختن مباح است و شرایط سخت گذر دولت نهم باید هزینه های را خرج کند گزاف است چهره بسیجی و معتقد به اصولگرایی و بنیانگذار این حرکت مخدوش گردد بی شک معاندین، گروهک های ضد انقلاب و تجزیه طلبان را بر آفروخته اند نیز از این منظره یک چهره انقلابی مسرور خواهند شد و بلایی که دامنگیر می گردد که صد بار مقام معظم رهبری در خلال سخنان روشنگر خود از پیشامدن آن نهی و امام فقید ما بر حفظ آنها در صحیفه نورانی خود سفارش نموده است نا اهلان و نا محرمان بر ما حاکم نشوند ....
واما انگ (( جاعل ))بر وی عنوان شده یعنی توهین آشکار بر مقام اجتماعی که اقامه دعوی کند قابل پیگرد جدی است هرچند خیال هتاکان راحت است که منش و شخصیت شکرنیا چنان آرام و با طمانینه است و بیدی نیست با این فوت دهنی آنها بلرزد و در صدد رفع این منکر و اصلاح آنها با رفتار و کردار خود خواهد بود و شاید به تلافی یک عمل نیک آنها را عفو کند چه برسد بر ادعای آنها مبنی بر مناظره تلویزیونی؛ مضحک نیست رسانه ملی در اختیار کسانی باشد که در عالم مجازی از اظهار نظرها و نقدها می ترسند و یا در خیابان از هر نگاهی برداشت سوء دارند مجموعه نوشتارهای تار نوشت فریاد خرداد بر این نظریه من مهر به تایید می زند ولی مقام اجتماعی شکرنیا مصداق برخورد قرآنی شرح صدر است (آیات 159 سوره آل عمران و 13 مائده ) سفارش اکید دین به خود داری از منازعات متشنجی است که سودی در بر ندارد .
در آرشیو وبلا گ فریاد خرداد یا سرود کوهستان اثری از نقد منصفانه و دلسوزانه برای اعتلای نظام نیست گلایه شکایت تشویش نزاع از وی لمپن این عرصه را ساخته بخصوص با کلی غلو در درگیری با افرادی که با وی دشمن هستند و از رافت مردان باآبرو سوءتعبیر و سوءاستفاده نموده قهقهه مستانه سر میدهند و این نیمچه فضای نقد را هم به گند می کشند و تاسف شدت دارد وقتی خود را روزنامه نگار و روشنفکر معرفی می نمایند که تنها تاسف وحسرت نصیبمان می گردد و امیدواری به رحمت خدا که در جواب یکی از کاربران می گوید من خودم جوابگوی اعمالم در نزد خدا هستم ...و انشا لله رحمت خدا نصیبش گردد تا در از این گناه کبیره در مصونیت بماند و نقد هم به مصلحت موقعیت صاحبی منصف و صراف داشته باشد نه هر که ....
عباس اشرفی - ماکو
کد خبر: 493
فرستنده: ainanews Admin
گروه: مقالات