حامد عطائی/شهرداری اولین ارگانی است که همه آدمها در زندگی شان آنرا می شناسند چرا که با ورود فرد به اجتماع و تعامل با دنیای پیرامونش بعد از نهاد خانواده تنها مکانی که همه روزه زندگی ما انسانها به نوعی درگیر آن است شهرداری است. هر شهرداری یک رئیس دارد بنام شهردار که نام این شهردار حداقل روزانه یک نوبت بر سر زبان هرکدام از شهروندها جاری می شود حال به چه مناسبت؟ بحث زیاد است مهم این است که به این باور رسیده ایم که چه بخواهیم با اجتماع درآمیزیم و زندگی اجتماعی پیشه کنیم و چه نخواهیم و کنج عزلت برگزینیم در زندگی شهری مان ناچاریم سروکاری با شهرداری و مدیریت شهری داشته باشیم. شهردار یک مدیر خدماتی است که از رنگ و لعاب شهر و پستی بلندیهای معابر گرفته تا زباله هایشان و از حمل و نقل و ترافیک تا سبزی کوچه ها و خیابانهایشان یک ارتباطی با وی پیدا می کند و این طبیعی است که مردمی که هر روز حداقل در معرض یکی از خدمات این مدیر قرار می گیرند واکنش هایشان در سطح جامعه وارد شود و این واکنش ها بعضا به فضای رسانه ای هم رسوخ پیدا کند و رفته رفته به یک مسئله سیاسی – اجتماعی پیچیده تبدیل شود که جنبه مثبت آن سازنده و بعد منفی اش به طور حتم ویرانگر است. پذیرش مسئولیت مدیریت شهر ی نیز در نوع خود از آن کارهای سخت است که از عهده هر انسانی خارج است و به طور کل کمتر انسانی حاضر است زرق و برق معروفیت و محبوبیت احتمالی مدیریت شهری را با ریسک واقعا بالایش بپذیرد.
به سراغ ابراهیم بازیانی رفتیم که بعد از اینکه داشت تجربه سومین دوره نمایندگی مردم در شورای شهر را تجربه می کرد به مدیریت شهرداری برگزیده شد و دو سال و نیمی که در ساختمان ایالت(میدان انقلاب) نشسته آنقدر سروصدا داشت که مصاحبه های اندکش در رسانه ها بیشتر به چشم بیاید. حضور بازیان در شهرداری آنقدر تجربه های نو و متفاوت برای او و شهر ارومیه بهمراه آورد که زمینه مصاحبه ما با او شد. این تجربه ها از تاسیس سازمان فرهنگی ورزشی، احیای معاونت فرهنگی، تاسیس سازمان مدیریت پسماندها و شروع پروژه های فاخر و دهان پرکنی چون قویون کورپوسی و کمربندی خاتم الانبیا گرفته تا افتخار ابلاغ کلانشهری ارومیه که در دوران مدریت وی اتفاق افتاد را شامل می شد و البته در هرکدام از این تجربه های نو چالش هایی نیز متوجه او شد که در جریان مشروح این گفتگو از آنها آگاه می شوید:
فکر می کردید شهردار شدن اینقدر سخت باشد؟
سختی کار در هر حوزه های هست اما شهرداری جایی است که هیچوقت دخلش با خرجش همخوانی ندارد. شهرداری در ابتدای سال بودجه مصوبی دارد و هیچ اقدامی را خارج از چارچوب این بودجه نمی تواند انجام دهد مشکل اینجاست که این بوجه مصوب تنها یک پیش بینی است و پیش بینی هم معمولا صددرصد محقق نمی شود.
پس اعتراف می کنید فعالیتهای شهرداری با توجه به اینکه دخلش با خرجش یکی نیست زیان ده است؟
ما همواره امیدواریم درآمدهایمان وصول شود و بودجه هم وحی منزل نیست یک پیش بینی است، دولتی نیست که ثابت باشد و تخصیصش هم صددرصدی تا بر مبنای آن برنامه ریزی شود.
بگذارید بحث را قدری جزئی تر کنیم. الان شهر ارومیه شاهد یک تعداد پروژه های نیمه تمام است که بسیاری معتقدند اگر قرار بود نیمه تمام رها شود بهتر بود اصلا شروع نمی شدند. برای اینکه زیاد وقت شما هم گرفته نشود معطوف می شویم روی دوتا پروژه فاخر چند ده میلیاردی که به نظر می رسد با حال و روزی که دارند نه تنها سر موعد تحویل داده نخواهند شد بلکه نارضایتی عمومی را نیز مضاعف می کنند. یکی از این پروژه ها تقاطع غیرهمسطح در محدوده قویون کورپوسی است و دیگری کمربندی خاتم الانبیاء در این مورد تقاضا دارم توضیح بفرمایید.
نوع پروژه های شهرداری به گونه ای است که معمولا 80 تا 90 درصدشان یکساله اند یعنی میبایست زیر یکسال به اتمام رسند مگر پروژه های فاخر چند میلیاردی که چندین ساله اند و دوره ای. ما دو راه بیشتر برای کار کردن نداریم یا باید صبر کنیم تا جیب مان پر شود و بعد کار را شروع کنیم یا در فصل کار که 9ماهه نخست سال است باید کار کرد و در فصل درآمد که سه ماهه آخر سال است هزینه ها را مرتفع کرد.من سه دوره عضو شورا بوده ام و بعنوان کسیکه قبل از آمدنم به شهرداری و شورا هم پروژه اجرا کرده ام و مدیریت پروژه داشته ام. کار در شهرداری اینگونه است که اول که می خواهی پروژه را شروع کنی همه برایت به به و چه چه می گویند؛ به نیمه راه که رسیدی لعن و نفرین از زمین و زمان سرازیر می شود وقتی هم که کار به نتیجه رسی بازهم به به ها و چه چه ها به راه می افتد. امروز شهرداری ارومیه 20 سال از نیازهای مردم عقب است و اگر منتظر برابر شدن دخل ها و خرج ها بمانیم این 20 سال به 40 سال می رسد.
اصلا سیاست کاری من در ابتدای ورودم به شهرداری به اتمام رساندن پروژه های نیمه تمام بود شما نگاه کنید جلوی میدان تره بار را، باند های کندروی بزرگراه خاتم الانبیا را و ... اعتقادم این است باید اعتبار برخی پروژه ها را باید از کمر بزنیم و از جاهایی مثل اعتبارات سفر ریاست جمهوری، دولتی و ... کمک بگیریم تا پروژه ها روی زمین نماند. پروژه ها یک سفره باز هستند تا شهرداری وشورا احساس مسئولیت کنند. اما اعتقاد دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه تا پول نداشته باشیم وارد پروژه ای نشویم.
شما بحث جمع آوری زباله را ببینید یکی از معضلات اساسی ارومیه بود. ما آمدیم سازمان مدیریت پسماند شهرداری را تاسیس کردیم. الان شما مشکلی بنام جمع آوری زباله را میتوانید ببینید؟ الان کارگران زحمت کش شهرداری شبانه روز دارند زحمت می کشند شما می دانید برای شیفت شب جمع آوری زباله ما 25درصد اضافه دستمزد پرداخت می کنیم؟ اینها تبلیغات نیست ضرورت شهر ارومیه است.
اشاره کردید به زحمت کشان سازمان مدیریت پسماند؛ این تجمع های گاه و بیگاه کارگران مقابل ساختمان شهرداری برای چیست؟
ما در قراردادهایی که با شرکتهای خدماتی برای در اختیار قرار دادن نیروهای خدماتی منعقد می کنیم قید می کنیم که پیمانکار باید قادر باشد تا دو ماه حقوق کارگران را درصورتیکه ما نتوانیم پرداخت کنیم به اینها بپردازد حالا این دو ماه شد سه ماه دیگر بازهم تقصیر پیمانکار است که از بنیه کافی برای عهده داری پرداختهای کارگرانش برخوردار نیست.
درمورد کمربندی خاتم الانبیا توضیح بدهید. اینکه این پروژه در وسط عملیات قویون کورپوسی شروع شد و چند روز بعد از شروع بالای آن تابلویی با عنوان عملیات ضربتی نصب شد به چه علت بود. آیا ضرورت داشت با نصب این تابلو انتظارات مردم و به تبع آن اعتراضات شان را بالا ببرید؟
کمربندی خاتم الانبیا باید سالها پیش شروع می شد. تا دوره سوم شورا مدیریت شهری توان ورود به این پروژه عظیم را نداشت اما شروع عملیات این پروژه مصادف شد با بازگشایی میانگذر که بار ترافیکی مسیر را چند برابر کرد. اما این پروژه یک ضرورت بود و حتی اگر شده با کم کردن بار فعالیت دیگر پروژه ها اگر می خواستیم به خاتم الانبیا برسیم بازهم باارزش بود. یک آمار برایتان بدهم و آن اینکه تنها آسفالت پروژه خاتم الانبیا برابر است با کل آسفالت یکساله مصرفی شهر ارومیه.
اما در خصوص نصب تابلو هم باید بگویم پیمانکار پروژه تعهد داشت تا هفته ولت سال جاری(88) این کار را تمام کند یکی از پیمانکارها سازمان همیاری بود نصب این تابلو برای تحریک پیمانکارها بود تا کارشان را به موقع به انجام برسانند.
در ادامه کار پیمانکار همیاریها و پیمانکار شیخ شلتوت تا پل پیامبر اعظم در کارشان سست جلو رفتند و بخشی از مطالباتشان را بهانه کردند و حول و حوش یک ماه و نیم تا دو ماه کار را تعطیل کردند. بعد از این مدت مطالباتشان را تدریجا دادیم ولی نه کامل، کار جلو رفت یکسری نواقص هم بود که برطرف شد و اگر تا آخر این هفته بارندگی ها اجازه بدهد و 10 – 15 روزی بارندگی نباشد آسفالت آنرا تمام می کنیم.استنباطم این است که اگر بارندگی نباشد تا آخر آذر کار آسفالت پروژه تمام شود.
به جرات می توانم بگویم یکی از افتخارات این دوره مدیریت شهری ورود به کمربندی و اتمام کار آن بود.
اما در خصوص پل قویون که من آنرا دومین جسارت بزرگ شهرداری می نامم هدف اصلی تکمیل رینک شریانی درجه 1 شهر بود و برای ورود به پروژه چندین الزام باید فراهم می شد که عبارت بودند از 1: مطالعات، 2: اعتبار و 3: تامین دلیل و توجیه فنی اقتصادی برای پروژه. در بحث توجیه فنی و اقتصادی پروژه هم شورا و هم شورای ترافیک متفق القول بر شروع آن تاکید داشتند اما برای اجرای آن مشکلاتی نیز وجود داشت که عبارت بودند از : معارض تاسیساتی، معارض ملکی و اینکه طرح می توانست یک نقدار توجیه اقتصادی بیشتری داشته باشد.
این پروژه دارای 4 پارت است که یکی از فلکه آبیاری تا پل قویون و احداث باندهای کندرو و ترمیم باندهای تندرو بود که کار آن تمام شده و رویه آسفالت آن بعد از تمام شدن فصل بارندگی ریخته خواهد شد.
پارت دوم آزادسازی از میدان امام علی تا پل جدید الاحداث روی رودخانه است که 90 درصد این آزادسازیها انجام شده و پل عریض روی رودخانه در حال ساخت است و این پل بزرگترین پل روی شهرچایی است که 84 متر پهنا دارد و از یک نوع سازه خاص ساخته می شود. الان هم در بستر رودخانه شمع کوبی شده و در مرحله تیرریزی است. الان می توانم بگویم تا عید می توانیم پل را تمام کنیم. همزمان با اینها برای حل مشکل پل خیابان فدک، عدالت و پل عدالت هم انجام شد که اینها نیز داخل پروژه تعریف می شوند.
بحث بعدی تقاطع غیرهمسطح بود و یک قسمتش زیرگذر دور میدان و زیر گذر کار زیر گذر شروع شده و به پیمانکار آن ریالی بدهکار نیستیم اما به دلیل اینکه مشغولیت دیگری داشت کار را یک ماه و نیم تا دو ماه تعطیل کرد اما با این وجود آنرا مجاب کرده ایم تا پایان دیماه از زیرگذر عبور بدهد حتی اگر آسفالت هم نباشد به امید خدا از دیماه از زیرگذر عبور خواهیم داشت.
جالب است که خود مردم و رفع معارض ملکی ما را 6 ماه معطل کردند ما ملکی بود که برای راضی کردن مالکش که در ایران نیز نیست 4میلیار تومان هزینه کردیم.
اما در خصوص روگذر هم مشکل خاص نیست ما تیرهایش را آماده کرده ایم و 60درصد مصالح آماده است. اعتقاد من این است که این پروژه باید در سال 89 تمام شود.
این نکته را هم لازم می دانم عرض کنم که با مهندسی مجددی که انجام شد حدود 16 میلیارد تومان از هزینه ها را کم کردیم و قسمتهای از قوسهای کناری را برداشتیم.
حالا من از شما سوال می کنم در صورت اتمام این پروژه آیا ارزش تحمل اینهمه زحمت را ندارد. شورا می گفت این پروژه را شروع نکن حتی الان هم می گویند پروژه جدید شروع نکند.
آقای شهردار! شهرداری کلا چقدر بدهی دارد؟
شهرداری معمولا آخر سال بدهکار است این بدهی ها از بیمه و تامین اجتماعی و دارایی که بدهی های دولتی است گرفته تا بدهی ها به پیمانکاران را شامل می شود. طبیعت کار پیمانکاران این است که هیچگاه مطالبات صفر صر نیست. بنده به صراحت عرض کنم که هیچگونه نگرانی از بابت تامین مالی پروژه ها و عدم توفیق آنها ندارم به شدت توکل و یقین دارم که سالهای 88 و 89 سالهای افتخار شهرداری خواهد بود.
اما د رخصوص میران بدهی ها باید بگویم شهرداری سرجمع 10 میلیارد تومان بدهی دارد که تا پایان سال 50 درصدش پاس می شود بقیه 50 درصد هم حسابهای دولتی است. جالب است که میزان بدهی ها نسبت به سالهای قبل افزایش نیافته ، علی رغم افزایش حجم فعالیتها. این 10 میلیارد همیشه بعنوان یک طراز حفظ شده است. البته من به بدهی شهرداری افتخار می کنم، بدهکاری یعنی حرکت و تلاش.
شما اختلافی هم با استاندار سابق داشتید؟
آقای قربانی قول داده بودند از اعتبارات دولتی برای پروژه های فاخر شهری کمک کنند از طرفی ما قرار بود با تغییر کاربری برخی زمینهای خود شهرداری هزینه های رفع معارضین ملکی را تامین کنیم البته ایشان مساعدت هم کردند و یک مقدار در حدود 15 میلیارد تومان از هزینه رفع معارضین حل شد و مابقی را هم پیشنهاد کردیم در مسیر مسکن و ماده 5 حل شود که متوقف شد و قضیه مصادف شد با رفتن آقای قربانی و آمدن استاندار جدید و رفته رفته به بوته فراموشی سپرده شد.
ادبیات قربانی این بو که پروژه های بزرگ را با این سرعت و بصورت همزمان شروع نکنیم در حالیکه خود ایشان پروژه پل قویون را کلنگ زنی کردند. ما اصلا شرایط دخل ها و خرج هایمان اینطوری نبود اگر کمک می کردند می توانستیم بیشتر از اینها جلو برویم.
متاسفانه سیاسی کاری کردند و سیاسی کاری هم راهش این نیست. سیاسی کاری فخرفروشی نیست. اعتقاد من این است که خدمت به مردم در نوکری مردم خلاصه می شود.
و رابطه تان با جلال زاده؟
آقای جلال زاده هم وعده داده اند تا از پروژه های عمرانی بازدید و مساعدت کنند.
آقای بازیان دو نفر نیروی فرهنگی از آموزش و پرورش آوردید که هر دوتایشان بعد از مدتی به محل خدمت سابقشان برگشتند برکناری اینها از شهرداری علت خاصی داشت؟
نه علت خاصی نبود هم آقای غفاری و هم حاجیلو به علت اتمام ماموریت شان و اصرار ادارات مبدأ به بازگشت شان به آموزش وپرورش برگشتند.
پس دلیل سیاسی در کار نبود؟
خیر
علت اینهمه شایعه در مورد کاندیداتوری شما برای مجلس چیست؟ دلیل خاصی دارد؟
من تاکنون سه بار از این مردم رای گرفته ام و زمینه حضورم در انتخابات آینده نیز هست اما اعتقادم این است که موضوع انتخاب شدن و انتخاب کردن بسته به شرایط خاص است. اگر احساس کنم که ضرورت حضورم د رمجلس هست قطعا بعد از مشورت با دوستان وار صحنه می شوم ولی امروز هیچ تصمیم مشخصی برای وارد شدن به صحنه انتخابات نهم ندارم. معمولا اینگونه بوده کسانیکه سابقه حضور در انتخابات و ظرفیت مقبولیت دارند بیشتر در مظان اتهام ورود به انتخابات هستند.
تا زمانیکه شرایط خدمت در شهرداری در بعد اجرا آنطور که احساس می کنم فراهم است قطعا سراغ مجلس و شورا نخواهم رفت. خودم فعالیت اجرایی را ترجیح می هم مگر اینکه اقتضا و شرایط مثل بعضی ها برای من هم فراهم شد.
آقای بازیان شما متعلق به جریان ارزشی و اصولگرا هستید. همه شما را بیش از شورا با چهره مذهبی و هیاتی تان می شناسند. می خواستم سوال کنم تفاوت یک شهردار مکتبی و ارزشی با دیگر شهرداران در چیست؟ آیا اگر امروز به جای شما یک شهردار غیر مذهبی و غیر هیاتی و یا احیانا سکولار سرکار بود شرایط با زمان مدیریت شما تفاوتی داشت؟ این نمود حضور یک مدیر متعهد و اصولگرا در راس شهرداری با شرایط دیگر مدیران کجاست؟ چه در میدان دادن به تفکرات انقلابی و ارزشی چه در نحوه رفتار و سلوک.
چنین فردی اول باید یک رفتار متعهدانه و متحولانه داشته باشد و هم اینکه کار در شهرداری را یک عبادت تلقی کند و بر این اساس و با رویکرد خدمت برای مردم و داشتن نگاه عدالت محور را بعنوان اولویت اول مدنظر قرار دهد. از سویی نیروهای مسلمان و متعهد را در شهرداری رشد دهد . برای همین منظور ما سعی کردیم در درجه اول از مدیران با دانش تجربه و قورتمن داخل شهرداری استفاده کنیم. با ما سیاسی برخورد کرده ان ولی ما با کسی سیاسی برخورد نکرده ایم. سعی کرده ایم شهرداری را به یک باشگاه خدمت تبدیل کنیم.یک افتخار دیگر هم نصیب شهرداری شده و آن اینکه متوسط سن مدیران شهرداری را 7 سال کمتر کرده ایم.
آقای شهردار اگر قرار باشد به خودتان نمره بدهید چند می دهید؟
البته من ضمن تشکر از همه همکارانم نمره شهرداری را در این دو سال و نیم گذشته از 100 نمره 10 می دهم و زمانی این شرایط را بهتر می دانم که بتوانیم از 100 حداقل 60 بگیریم.
کد خبر: 5792
فرستنده: ainanews Admin
گروه: اجتماعی, گزارش و مصاحبه, اخبار مهم