«سرانجام همه راهها را آزمایش کردند و بی نتیجه بود، تا آخر کار متوجه شدند که باید جمعیت های بازپروری معتادان تشکیل شود و این جمعیت ها باید توسط کسانی اداره شود که خود روزی گرفتار بوده اند و این تجربه نتیجه بسیار عالی داد»
این مقدمه دکتر باستانی پاریزی است بر کتاب «تولد دوباره» نوشته دکتر «فروهر تشویقی» بنیانگذار جمعیت خیریه تولد دوباره.
پاریزی در این مقدمه می نویسد:«من دو سه نفر از کسانی را که از این راه ترک کرده اند ملاقات کرده ام... مرامی دارند که می گوید کسیکه شفا می یابد و ترک می کند نسبت به جامعه خود – لااقل برنامه ای که او را شفا داده – دینی دارد، او باید زکات این موفقیت را بپردازد و پرداختن زکات چنین موفقیتی هیچ نیست جز اینکه همدردان خود را به راه خیر – راهی که خود رافته – دلالت کند و بدین طریق آن جمعیت کوچک امروز مبدل شده است به جمعیت های متعددی از زنان و مردان مصمم، کارآمد و علاقه مند»
گویی این مقدمه بیوگرافی موجزی باشد از جمعیت تولد دوباره جمعیتی که من نگارنده برای اولین بار از نزدیک لمسش کردم، وارد فضایش شدم و ذهنیت هایم را با واقعیتهایش تنظیم کردم:
«این جمع که بی دریغ، بدون توقع مزد و بدون اعتنا به نام و شهرت و بی آنکه منتظر حق شناسی و حق گذاری کسی باشند، بی دریغ و بدون وقفه به خدمت خود ادامه می دهند. در مجامع و مراکز بازسازی معتادان حاضر می شوند. با حوصله تمام کار خود را انجام می دهند و قدم به قدم و ذره به ذره پیش می روند. یک نوع قدرت روحی، از نوع عرفای قرون چهارم و پنجم که هنوز ما به کیفیت و اصول آن آگاهی نیافته ایم و نمی دانیم چه عاملی موجب آنهمه فداکاری و پشتکار و سازگاری و سازواری بوده است، در عین قناعت و خرسندی، به خدمت خود ادامه می دهند و همه کوشش آنان این است که گروهی را ولو یک قدم، جلوتر ببرند»
فروهر تشویقی کیست؟

بنیانگذار موسسات خیریه تولد دوباره که به نظر می رسد پشت اسم مستعارش شخصیتی بزرگ، بلند آوازه و با خاطرات و سوابق مدیریتی و علمی سالهایی نه چندان دور نهفته باشد، نویسنده کتاب شرح حال زندگی خود به نام « تولد دوباره » و مولف و مترجم مجموعه کتابهایی است که خوراک نرم افزاری انسانهایی شده که «مایل» اند خود را به زلال رهایی و آزادگی از منجلابی کند که «خود» ی که به «من» و « منیت» و «شیطان» تنزل یافت سهمی بزرگ در گرفتاری بدان داشت و اینک با بازیابی این « خود» درصدد به دوش کشیدن بار تمام مصائبی را داشت که بانیان و مسببان بیشماری پشت سر خود می دید.
فروهر در تبیین انگیزه نوشتن کتابهایش می نویسد:« پس از 25 سال اعتیاد و آلودگی، عاقبت سیر طبیعی این بیماری، مرا به دنبال خود به بیمارستانها، مراکز بازپروری، زندانهاو زندگی در خیابانها کشاند و با آن که در دیار تیره روزان ساکن شده و از امید ها و آرزوهایم درگذشته بودم، ناگهان در نقطه پایانی افق تاریک زندگی ام تصویر روشنی از آغاز و تولدی دیگر هویدا شد»
وی ادامه می دهد:« در طول سالهای اعتیاد، هرگز کسی را ندیده بودم که از اعتیاد رها شده باشد، رهایی به معنای واقعی آن یعنی آزادی و آزادگی. رهایی از هروئین و گرفتاری در دام تریاک. رهایی از تریاک و گرفتاری در دام الکل را دیده بودم. اما من، شما و ایشان و حتی آنها که نمی خواهند بدانند، همگی می دانیم جایگزینی این با آن، مفهومش رهایی و آزادی نیست»
« یکی دو نمونه(مدل) رهایی از مواد مخدر را هم دیده بودم، اما جایگزین آنرا که قدرت طلبی ، افراط در کسب و کار، مال اندوزی، ریاکاری، طمع ورزی و شهوت پرستی بودند نمی پسندیدم. من تشنه آب زلال بودم و تشنه از نوشیدن پساب، نوشیدن پساب جوی اعتیاد با پساب جوی طمع چه تفاوتی دارد؟ من تشنه رهایی از اعتیاد و آنچه که باعث آن شده بود، خودخواهی، خودپسندی، غرور و بی ایمانی بودم. می خواستم از آنها رها شده در راه انسانیت رهسپار شوم. من از داخل لوله و لای زرورق و سوراخ سرنگ و رهانه بطریبه دنبال عشق می گشتم. از گمکرده راهانی بودم که در بار اول بر خوان تقسیم عشق حضور نداشتم. اما آنروز که نقاش بزرگ نقاشی کرد، من هم بودم، این بار بر سر سفره تقسیم عشق منهم حضور داشتم، سهم خود را هم گرفتم. سهم من تولدی دیگر بود؛ آغازی هرچند رایگان که البته حفظ آن بهایی داشت»
فروهر می نویسد:« اینجا دیار دیگری است و قوانین دیگری بر آن حکمفرماست. در اینجا خلأ، کمبود، نداری و فقر معنا ندارد. ر بعد چهارم حیات، پیری، دیری، فنا، مرگ و نیستی و بهانه هایی نظیر آب از سرم گذشته ، پیرشده و ... بی مهنی است.
قدرت، توان و انرژی بی کران در دسترس است که نمی توانم، قدرتش را ندارم و از من ساخته نیست را تبدیل به ما می توانیم، ما قدرتش را دارم و از ما ساخته است می کند.
اینجا جایی است که غیر ممکن به ممکن، ترس به ایمان و نفرت به عشق تبدیل می شود. بیماری هولناک پیچیده و لاعلاج اعتیاد به صورت انگیزه ای در جهت سفر به بعد چهارم حیات درمی آید»
«کمپ بازپروری اکبر تکاور» عنوان مصطلح محلی است در کیلومتر 35 جاده ارومیه – سلماس که در واقع امر شعبه ای است از موسسه بین المللی خیریه تولد دوباره که در ارومیه با نام « کانون باران کوثر ارومیه » شناخته می شود.
با اکبر تکاور بیشتر آشنا شویم

« 23 سال مصرف داشتم، مصرف ماده سفید، هروئین، که 19 سال آن تزریق بود. 34 سابقه زندان دارم. امروز با عنایت خدا و کمک دوستان 8 سال و 8 ماه و 5 روز است بدون مواد مخدر و الکل و دود زندگی می کنم( تاریخ تهیه گزارش 10/1/87 بود)»
از سال 80 من در منزل خودم سم زدایی کردم. این مجتمع را در تاریخ 18/5/86 به من تحویل دادند و تاکنون 2008 نفر در آن پذیرش شده است. تاکنون 43 درصد بهبودی کامل داشتیم و 147 نفر ریزش، 210 نفر پذیرش رایگان و 88 نفر تمدید دوره»
وی مواد مصرفی پذیرش شدگان را 720 نفر هروئین، 257 نفر تریاک، 970 نفر کراک، 12 نفر شیشه و 49 نفر مخلوطی از انواع دیگر یعنی کوکائین و حشیش و تزریق و ...عنوان میکند.
کانون را هم بشناسیم

طول مدت درمان در این محل 28 روز است. سال گذشته از هرنفر مبلغ 35 هزار تومان اخذ می شد که امسال به 56 هزار تومان رسیده و کلا نگهداری هر معتاد روزانه تنها 2 تومان هزینه دربر دارد.
عباسی می گوید:« شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر، سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی، سردار قربان نژاد جانشین سپاه شهداء استان، دکتر هاشمی مدیر کل بهزیستی، شهردار ارومیه، استاندار محترم آذربایجان غربی، مدیر عامل شرکت توزیع نیروی برق، مدیر کل راه و ترابری، نایب رئیس شورای شهر ارومیه و ... از حامیان جدی این کانون بوده و کمکهایی جهت راه اندازی و نگهداری آن مبذول داشته اند»
اما ساختمان کمپ یک گاوداری نسبتا بزرگ در میان دشت وسیعی که متصل به یک جاده خاکی فرعی از جاده اصلی سلماس و و سط مجموعه کشتزارهایی که به نام مجتمع کشت و صنعت ... شناخته می شود روزگاری بخش کوچکی از مایملک یکی از بزرگترین مافیاهای مواد مخدر کشور بود.

(ل – ر ) ملعون با کمک کارگزاران خود در این محل و دهها محل اینچنینی در ارومیه انبار ، تولید و توزیع عمده انواع مواد مخدر را به شهرها و روستاهای استان و اقصی نقاط جهان مدیریت می کرد. بعد از به مجازات رسیدن این دانه درشت مواد مخدر، مجموعه دارایی های وی در داخل کشور(!) که تماما از راه نامشروع و به بهای بدبختی و دربه دری و از هم پاشیدگی خانوادگی و مرگ و ذلالت صدها و هزارها نفر از مردان و زنان و جوانان گوشه و کنار دنیا به دست آمده بود و اینک نمانده بود اثری جز بدنامی و نفرین ابدی و ساختمانها و تاسیسات سرد و بیروحی که اینک کاربری خود را از فساد و تباهی به حیات بخشی مجدد به انسانهایی مبدل ساخته بود که قربانی هوسرانی، خودخواهی و دنیاپرستی اربابان و مالکین خود شده بودند.

اینجا زندان نیست اما اهالی اش خیلی دوست دارند چند وقتی خودشان را زندانی کنند
مراحل بازپروری معتادان طی یک پروسه 28 روزه طی می شود. اکبر عباسی برای عملی ساختن نیات خود چند نفر بازوی اجرایی دارد که از پاک شدگان و ترک کردگانی هستند که مثل خود عمواکبر بدون هیچ چشمداشتی شبانه روز برای نجات همنوعان خود تلاش می کنند.
این افراد از فوق لیسانس معماری و لیسانس عمران و فوق دیپلم برق هستند تا پسر بچه 12 ساله.

کسیکه برای پالایش جسم و روح خود اینجا می آید خوشنام است نه بدنام
یک تیم سه نفره در ابتدای ورود معتادینی که یا بصورت خود معرف و داوطلبانه به کمپ مراجعه می کنند و یا با معرفی شورای هماهنگی و بهزیستی و نهادهای مرتبط کار پذیرش را بر عهده دارند. دران مرحله سالهایی از فرد مورد نظر پرسیده می شود تا میزان آمادگی اش برای ورود به پروسه بازپروری ارزیابی شود.
بعد از پذیرش تیم 3 الی 5 نفره بازرسی مامور می شوند تا از پاک بودن لباسها و وسایل همراه فرد معتاد مطمئن شوند.
بیمار بعد از اینکه بازرسی شد راهی فاز سم زدایی می شود.
یکی از خدمتگذاران این اردوگاه دوره بازپروری را شامل چهارهفته عنوان می کند.
وی تاکید می کند که در تمام طول این 28 روز هیچگونه دارویی اعم از مسکن، آرام بخش، خواب آور و حتی آسپرین هم به فرد داده نمی شود؛ حتی در سخت ترین شرایط بیقراری .

آشپزخانه اش از آشپزخانه خیلی جاها، تمیزتر است
و حرفهای تکمیلی عمو اکبر
*همه چیز را به راده لایزال خدا می سپاریم، تااینجایش تلاش می کنیم و بعدش را از خدا می خواهیم که کمک کند.
*اولین کانون تولد دوباره کشور را دکتر فروهر خودش تاسیس کرده است
*سه اصل واجب روحانی عبارتند از صداقت، روشن بینی و تمایل. اگر این سه خصلت در فرد زنده نشود هیچ درمانی صورت نمی پذیرد
*به خاطر اعتیاد دو بار زندگی ام متلاشی شده و امروز هم به خاطر نجات این انسانها برای سومین بار زندگی و خانواده و خانه ام را از دست داده ام
* این بیمارانی که اینجا آمده اند دلهایشان شکسته من با خودم و خدای خودم عهد کرده ام که برای کفاره گناهانم بقیه عمرم را وقف کمک به این دلهای شکسته بکنم. بیماریهای لاعلاج و سختی گرفتم که بهبودی از آنها به اقرار پزشکان معجزه بود این معجزات و زنده ماندن من امتحانی بود تا بسیاری دیگر را به زندگی برگردانم.

بروبچه های آینانیوزدارند از محوطه کمپ بازدید می کنند
رسانه های فعال
دکتر فروهر بنیانگذار موسسه خیریه تولد دوباره صاحب کتابهای بسیاری در حوزه روانشناسی و نحوه مواجهه با فرد معتاد و جامعه شناسی اعتیاد است.
بعلاوه ماهنامه تولد دوباره از سوی این موسسه مشتمل بر اخبار داخلی موسسات در سراسر کشور و مطالب و مقالات متنوع دیگر منتشر می شود.
همچنین پایگاه اینتر نتی تولد دوباره هم عبارت است از:
گفتنی است در بدو ورود بیماران به این مرکز بازپروری بسته ای فرهنگی شامل مقدماتی از انگیزه و نحوه شکل گیری جمعیت ، 12 قدم بهبودی،5 شیوه برای تغییر رفتار، تستهای روانشناسی، روشهای غلبه بر وسوسه و بازگشت مجدد،آموزشهای مهارتهای زندگی، چگونگی پاک ماندن بعد از ترخیص و ... است.

اینجا یکی از سالنهاست که کاربردی چند منظوره دارد
دعا و شکرگزاری
یکی از ویژگیهای خاص این کانون بازپروری که در کمتر موسسه و کمپ و کلینیکی مشابه آن یافت می شود، وجود فضای محسوس معنوی در جای جای اماکن آن هست و این اعتقادات عمیق مذهبی در گفت و شنود ساکنین اردوگاه، شعارها و لوح های موجود بر در و دیوار و مراسم ویژه شکرگزاری مستمری که روزهای پنجشنبه هر هفته در جریان است ،نمود دارد.
«پروردگارا! خود را تقدیم تو می دارم، با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی،از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم، مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانیکه با قدرت تو، راه تو و عشق تو یاریشان خواهم داد، باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم.»
«الهی! طالب آگاهی از خواست و اراده تو برای خود و قدرت انجامش هستم، خواستت را به من نشان بده و اراده ات را بر من جاری ساز تا خواست خواست تو باشد و اراده اراده تو راضیم به رضای تو»
دو نمونه از مناجاتهایی هستند که در اختیار همه قرار داده می شود و البته زیارت عاشورای شبهای جمعه و عزاداری و سینه زنی هم که جای خود دارند.

حرکات موزون(!) درمانی روحیه تازه واردها را برای بازپروری آماده می کند
حلقه گمشده کاردرمانی
شاهرخ احمدزاده، عضو هیات مدیره و خزانه دار این کانون است که در تمام طول تهیه گزارش همراهمان بود.
وی که انجمن حمایت زندانیان ارومیه و کارگاههای متعدد شهرک انجمن را نیز مدیریت می کند اعتقاد دارد که باید برای تکمیل چرخه بازگشت شرافتمندانه فرد معتاد به آغوش جامعه شرایط کارآموزی و اشتغال وی فراهم باشد.
احمدزاده می گوید: ایجاد دوره های حرفه آموزی و کارگاههای خود اشتغالی د رکنار این جمعیت خیریه که فضا و زمین کافی در آن هست می تواند یکی از دغدغه های عمده افراد معتاد یعنی اشتغال را پاسخ دهد.
چرا اعتیاد مهم شد
اعتیاد به مواد مخدر که شایع ترین نوع اعتیاد در کشور ماست از دیرباز برای جامعه حائز اهمیت بود و همواره بدان به چشم یک غده چرکین نگریسته می شد. شعار نهادهای مبارزه با مواد مخدر هم این بود که اعتیاد بمنزله مرگ با ذلت در مقابل گلوله که نماد مرگ آنی و سیگار که مرگ تدریجی بود نمایانده می شد. آنهم با عکسی از بافور و یا فردی معتاد که کنار خیابان با رذالت هرچه تمامتر در حال دود کردن سیگار بود. اینها نماد اعتیاد در جامعه ایران در چند سال اخیر بودند اما امروز موضوع مواد مخدر دیگر آنچنان که قبلا بود ساده و پیش پا افتاده نیست. امروز اعتیاد مثل گذشته نیست که اعتیاد بد باشد ولی برای همسایه، مواد مخدر دور از دسترس باشد و مصرف آن تابع ابزار آلاتی و قاعده و آیینی. مواد مخدر امروز به راحتی آب خوردن در مدارس راهنمایی ما دردسترس است و هیچ انسانی را باهیچ سطح خانوادگی و تحصیلات و موقعیت اجتماعی ای از آن گریز نیست.
انسان امروز اگر معتاد شد دیگر فرصت آنرا ندارد تا به آیندگانش با فخر کذایی بگوید که 20 سال، 25 سال، 10 سال و حتی یکسال است که مصرف دارد. مواد مخدر امروز جای گلوله را در مرگ آنی گرفته است مرگی که صدا ندارد ولی ناجوانمردانه می کشد.
مواد مخدر مصرفی روزگار ما امروزنه درزیرزمینها و ساختمانهای متروک و نخاله دانی ها که در میهمانیها و عروسیها و شب نشینی ها و حتی جلسات فرهنگی و روشنفکری نیز با افتخار تمام استعمال می شود.
علم شیمی دردسر کشاورزان افغانی و کوبایی و کلمبیایی را کم کرده و با ترکیب فرمولهایی خاص سمومی را تولید می کند که به زمین و زمان رحم ندارند، پادزهر ندارند، ذللالت مزمن ندارند و فرد معتاد را می تواند برای مدتی سرپا، قبراق، خوش تیپ و بدون علائم تابلوی اعتیاد نشان دهد. برای همین است که اعتیاد در حال حاضر برای همه مهم شده و و همه برای مقابله با این خونریز بیصدا سنگر گرفته اند روز به روز بر تعداد کمپ ها و اردوگاهها و کلینیک ها و هیاتهای مذهبی ترک اعتیاد افزوده می شود. به نظر می رسد جامعه هم با ماهیت بیمارگونه اعتیاد کنار آمده و به فکر درمان است نه مجازات.
کد خبر: 634
فرستنده: ainanews Admin
گروه: گزارش و مصاحبه