جستجو
جمعه, مرداد 08, 1389..:: اخبار و رویدادها » محتوی » مقالات::..ثبت نام كاربر  ورود به سايت
مطالب پر بیننده ماه گذشته ........  چاپ   کمينه 
آینانیوز برای نخستین بار منتشر کرد: متن استعفای جنجالی علیرضا غنی زاده از دانشگاه آزاد
چرا آقای جاسبی؟
نگاهی به افکار و عقاید بهائیت و وهابیت
تصاویری جالب از قسیم عثمانی از سایت شخصی اش
اختصاصي آينانيوز: معاون وزير آموزش وپرورش، معاون استاندار آذربايجان غربي شد
تصویری: نمایندگان آذربایجان غربی در حضور رهبری
دنیا از سربازان ترک می ترسد
نماینده های گذشته آذربایجان غربی چه کاره اند؟
جلسه پربار ماهانه برای جامعه اسلامی مهندسین آذربایجان غربی
اتابک جعفری دبیر جبهه پیروان خط امام و رهبری استان شد
جواد جهانگیرزاده رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان غربی شد
پاسخ شهردار ارومیه به معضل " بی نمادی " شهر
حلقه"ارومیه‌ای"های دولت کار را تمام کرد
اوایل هفته آینده: جلال زاده از معاون سیاسی اش رونمایی می کند
سایت خبری "خوی آنلاین" آمد
تصویر: اردوغان زیر تمثال منسوب به حضرت علی(ع)
همایش یکروزه جامعه اسلامی مهندسین آذربایجان غربی با حضور مرتضی نبوی
هنرمند مجسمه ساز ارومیه ای از زندان آزاد شد
بهنام علمشاهی در ارومیه: تا چکم نقد نشود نمی خوانم!
میخواهیم اسرائیل دوم را در منطقه بنیاد نهیم
انتظار: 80 درصد واحدهای صنعتی آذربایجان غربی تعطیل هستند
راهکارهایی برای تقویت آرامش روانی در زندگی خصوصی و فرهنگ عمومی
"نام آوران اورمیه" منتشر شد
آلبوم خواننده زن با مجوز وزارت ارشاد
طبیعت نگاری های یک آماتور(1)
حجت الاسلام قهرمانی رئیس حوزه های علمیه آذربایجان غربی شد
وزارت علوم: اطلاق عنوان "دکتر" به محمدرضا رحیمی بلامانع است
برای نجات حرمت قلم، وارد گود شوید
ترمينال سفرهاي جاده اي اروميه شبانه روزي شد
700میلیارد تومان مطالبات بانکهای آذربایجان غربی؛300 میلیارد در اختیار چند نفر!
حق گریه کردن نداری؛ چون یک مردی!
علت قطعی های مکرر روزهای اخیر برق در ارومیه
جولان زمین خواران در اراضی خشک شده دریاچه ارومیه
حمایت انجمن خبرنگاران آذربایجان غربی از مدیرمسئول آینانیوز
جوابیه شرکت آبفای آذربایجان غربی + توضیحات آینانیوز
طبیعت نگاریهای یک آماتور(2)
رجب طیب فاتح یا سلطان محمد اردوغان
کاک درویشی فرماندار مهاباد شد
تصویر: مرقد اولین شهید عالم خلقت+تصویرو توضیح تکمیلی
برادر باکری! و اما دسته‌های چهارم، پنجم و ششم...
عسگراولادی، فردا در ارومیه
بانو بدرالملوك انصاري هم پركشيد
مجمع عمومی تعاونی مسکن مطبوعات ارومیه
خاطرات عادل فردوسی پور از 9 جام زندگی
چهارمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاریها، مردادماه در ارومیه
طبیعت نگاریهای یک آماتور(3)
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت
آذربایجان غربی فصل آینده با یک تیم در دسته اول جام آزادگان
احتمال افزایش تبخیر آب دریاچه ارومیه در تابستان امسال
کمک مالی و نظامی حکومت اقلیم کردستان به تروریست های ضدایرانی
بحران گرما در ایران،دو سوم کشور دو روز در تعطیلی
لغو مجوز کنسرت کردی در اورمیه
راه و ترابری آذربایجان غربی مستند میانگذر ارومیه را می سازد
اردوغان: کسی نباید با ترکیه بازی کند
سفیر ایران در بغداد: به وزارت خارجه عراق احضار نشده ام
زیرگذر تقاطع غیر همسطح پل قویون ارومیه آماده بهره برداری شد
مقبره 1080 ساله محمد خلیلان و بی توجهی مسئولین
آذربایجان حمله اسرائیل را محکوم کرد
طالبی: محور شهید کلانتری بحرانی ترین محور آذربایجان غربی است
حفظ محيط زيست بزرگ‌ترين مسئوليت اجتماعي رسانه‌هاست
اخبار و رویدادها  چاپ   کمينه 
در کلوب داغش کن :داغ کن - کلوب دات کامتعداد نظرها: 9 نظر تعداد بازدید: 697 تعداد امتیازدهی:  3   (Article Rating)
نسلی که دارد می سوزد!

نسلی که دارد می سوزد!

با پایان یافتن دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد یک نسل از جوانان نخبه حزب اللهی از گردونه حذف می شوند

حامد عطائی/ همیشه اینطور بوده و از این پس نیز اینچنین است. کاری اش نمی شود کرد، جبر سیاست  پدید آوردنده این وضعیت است. جریانی سیاسی خود را چپ می نامید و در دانشگاهها دنبال تاویل ایدئولوژی می گشتند و تعدادی دغدغه اب و خاک راهی جبهه هایشان می کرد. «ما می کاشتیم دیگران بخورند؛دیگران می خوردند بازهم مارا صدا می کردند که بکاریم!» . حال و روز آذربایجان غربی هم همینطور شد. یک عده مثل همه مردم ریختند در خیابانها تا شاه برود و حکومت طاغوت ساقط شود این اتفاق هم افتاد اما موقع تقسیم غنائم که رسید همین عده که بخشی از همه مردم بودند، خود را صاحبان انقلاب نامیدند. قرار شد در قالب حزب حرفها در بستر جامعه طرح شود هرچه حزب و تشکل سیاسی بود با مبانی تفکرات چپ پایه ریزی شد و مابقی آدمها شدند «دیگران» یعنی یک جنبش مسلمانان مبارز بود و دیگران؛ یک چریکهای فدایی خلق بود و دیگران؛ یک سازمان مجاهدین بود و دیگران؛ یک چپ بود و دیگران؛ و ... هرکدام از احزاب چپ برای خود اصول و مرامی داشتند و در همه چیز پای  معامله در میان بود. هزینه هایی که در راه انقلاب می کردند را در چرتکه انداختند موقع جانبازی هم که رسید هیچ خونی از دماغ کسی جاری نشد مگر نامش در دفتری یادداشت شد و تکلیف این خون دماغی هم روشن!

انقلاب یک مدتی همه سپاه بود یعنی یک انقلاب بود و یک سپاه و هرکس که فکر می کرد انقلابی است داخل سپاه می رفت. آنهایی هم که سرشان گرم حوزه دیگری بود و اسلحه به دست نمی گرفتند می شدند حزباللهی.

سپاه وقتی در مرکز آذربایجان غربی شکل گرفت مدتها بود که جنگ در مرزها با اشرار و ضد انقلاب شروع شده بود و خیلی ها بودند که در خون می شدند اما سپاهی نبودند، بسیج هم به شکل امروزی سازماندهی شان نکرده بود. آخر نمی توانستند  دست روی دست بگذارند و ببینند خاکشان دارد جولانگاه از خدابی خبران می شود و جان و ناموش و شرفشان درخطر است.

سپاه شکل گرفت و عده ای از جوانان انقلابی مرید پدر طالقانی و دکتر شریعتی و بازرگان و پیمان و دیگران شدند بزرگان این نیروی نظامی عقیدتی.

سپاهی که بر پایه این مرام پای گرفت بعد از مدت کوتاهی با فرمان تاریخی امام(ره) خلع ید شد و فرماندهان جدیدی برایش گمارده شد. امام می خواست تفکرات چپ از راس هرم به بدنه و نیروهای پیاده انتقال یابند چرا که چپی که این دوستان ازش تعریف می کردند هیچ نسبتی میان جمهوریت و اسلامیت نمی توانست ایجاد کند. در هضم اصول بنیادی انقلابی که بر اساس باورهای واقعی توده مردم و نه خواص، شکل گرفته بود عاجز بودند وهمین شد که بزرگ انقلاب ترجیح داد که اینان بعنوان یک ایرانی مسلمان دوشادوش دیگر هموطنان خود لباس خاکی برتن کنند و انقلابی که مدعی مجاهدت برایش بودند را تا پای جان نگهبان باشند.

حضرات را این تقسیم بندی خوش نیامد و راه خروج را گرفتند. گفتند جنگ و شهادت و ارزشهای معنوی مال شما بگذارید ما به درس و مشق مان برسیم. دانشگاهها که قرار نیست تا ابد خالی بماند. عده ای در این میان هم ویلان و سرگردان ماندند از یکطرف به دوستان خو قول داده بودند که تا هرجا که بروند باهاشان هستند از طرفی میهن جگرگوشه شان داشت مورد تاراج نامحرمها قرار می گرفت. این بود که مخفیانه راهی جبهه ها می شدند و ...

سپاه از دست یک عده ای گرفته شد و داده شد به دست عده ای دیگر. بخش اعظمی از نیروهای سیاسی مدعی انقلاب  و ارزشها به واقع از فیض جبهه و جنگ و شهادت محروم ماندند و راهی دانشگاهها شدند. خیلی رود همین جماعت مدارک عالیه شان را هم به دست گرفتند و از نمایندگی مجلس و مدیرکلی و استانداری تا وزارت و وکالت و... را تحت چنبره گرفتند. شهرها رنگ چپ گرفته بود و بیابانهای گرم خوزستان و کوههای سرد کردستان شده بود جای عشق بازی همان «دیگران» !

جنگ تمام شد مثل همه جنگهای تاریخ و برخی از جبهه ها برگشتند و برخی برنگشتند و تعدادی هم نیم بند به خانه رسیدند. موقع نفس کشیدن راحت و بی دغدغه در محیط گرم و امن زندگی در جمهوری اسلامی رسیده بود اما دردسرهای اصلی از اینجا به بعدش بود. زن و بچه هایی که اینک بزرگ شده و همه چیز حالی شان شده بود نان می خواستند و نان را به بها می دادند نه به شرف و عزت و جانبازی!! درد نان خیلی ها را دیگرگونه کرد. برخی همه داشته ها و نداشته هایشان را چارپایه کردند و از رویش به آسمان خود ساخته شان چنگ انداختند برخی نیز کلیت گذشته شان را انکار شدند در این میان خیلی کم بودند که به کنج عزلتکده اشان خزیدند و بی خیال دنیا و زرق و برقش!( یاد وصیت نامه آقا حمید باکری به خیر!)

آری اینچنین شد داداش!؛ هنگامه این فعل و انفعال جریانهای سیاسی نیز حدو مرزهایشان را شفاف کردند. چپ و راست داغ تر و پرهیجان تر از گذشته در مملکت جولان داد. سیاست آکادمیک جای الفبای اولیه سیاسی انقلاب اسلامی را گرفت. کاری اش هم نمی شد کرد اقتضای زمان بود و خاصیت انقلاب که باید فرزندانش خورده می شدند و آرمانهایش فراموش!

جریان حزب اللهی که حتی بعد از به دست گرفتن سپاه در اوایل انقلاب نیز هیچوقت نامش سپاهی نشد( فرماندهان قبلی را با وجود مدت کوتاهی که در راس قدرت بودند هنوز سپاهی سابق می نامند!) مدام کار سیاسی و تشکیلاتی می کرد و به علت از دست دادن میز و منصب های اداری و مدیریتی دنبال دست یازی به مناصب انتخابی بود نزدیک دو دهه در کوران انتخابات  استخوان شکست و عمرش را فسرد و رسید به دهه سوم انقلاب دهه ای که مدیران و مسئولین انقلاب به دوران بازنشستگی رسیدند تا با ماده و تبصره یکی دو سال به پیرمردهای جنگ دیده و طعم میز نچشیده مجالی برای سنجش توانایی شان بدهند و امروز در دومین دوره ریاست جمهوری اولین رئیس جمهور اصولگرای تاریخ جمهوری اسلامی کم کم ذهنها دارد آماده سپردن زمام امور مدیریتی کشور به دست صاحبان واقعی انقلاب می شود. دورانی که علی رغم امتیازاتی که برای دلسوخته گان انقلاب در صورت دیده شدن و درک شدن فراهم می کند یک هزینه گزاف نیز در پی دارد ...

بالتبع جریانی که ارزشهایی فراتر از میز و مقام و منصب برایش مهم باشد سمپاتها و هوادارانی همانند خود و با الگوی زندگی و حرکتی خودش تربیت خواهد کرد.

 پیرو  نوع حرکت زعمای جریان ارزشی نیروهای جوان و تازه به عصر آمده اصولگرا سیری را از انتخابات ریاست جمهوری هفتم و برخی نیز از سالها قبل تر یعنی انتخابات مجلس پنجم و ...  آغاز کردند و سیاست را در محافل سیاسی شبانه و ستادهای انتخاباتی ای  دیدند که مستمع جلسه بودند و بزرگان برایشان تحلیلهایی از اوضاع سیاسی می دادند و راهبردهایی را که تدوین می کردند بایستی رعایت می شد.

این نسل متولد دهه 60 بود. مولود دورانی که هرچند سیاهی و تاریکی و رعب و وحشت و سرگردانی و شلوغی اپیدمی سراسری کشور تازه انقلاب کرده اش بود اما آذربایجان غربی و بویژه شهرستان ارومیه شرایطی متفاوت تر از دیگر مناطق کشور را نیز شاهد بود.

در آذربایجان غربی پیش از دیگر مناطق کشور جنگ شروع شد و تا دوران فعلی به اذعان عوام و خواص هنوز به معنای واقعی کلمه  در مرزهایش پابرجاست.

نسل متولد دهه 60 زندگی اش زیر بمباران و ناآرامی و ناامنی تروریستهای دمکرات و کومله و ضد انقلاب آغاز شد . در دورانی پاگرفت که آسمان سیاسی اش به علت درگیریهای اوایل انقلاب بین نیروهای مدعی انقلاب غبارآلود و توام با بدبینی بود.

بالیدن این نسل در چنین فضایی، اگر می خواست چشم و گوشش متوجه اتفاقات دور و برش باشد، در سایه نسل اول انقلاب بود نسلی که آنقدر زخم از خودیها و بی تجربه ها و ناشی کاریها و احیانا غرض ورزیهای جاه طلبانه اشخاص دیده بود که نسل دهه 60  را نزدیک به 3 دهه پشت خط انتظار نگاه داشت.

این جریان با توجه به سختیهایی که در حساس ترین دوران رشدش متوجه خود شد و از یک طرف جنگ را تجربه کرد بدون اینکه بجنگد و از طرفی در شهر زیست و با سیاسیون دمخور شد صاحب ذهنیتی خلاق و تفکراتی ناب شد که تا پایان دهه هفتاد در هیچ محملی اجازه ظهور و بروز نیافت. این سیل ویرانگر نابغه دهه شصتی درست در بهترین عصری که می توانست تمام آنچه که بواسطه نبوغ ذاتی و تجربیات سیاسی ای که از محافل انتخاباتی داشت را به کار گمارد، از گردونه کنار گذاشته شد و تنها بعنوان تماشاچی و سیاهی لشگر در صحنه ها حضور می یافت. در حالیکه طبق یک برنامه ریزی اساسی می شد با روبه افول نهادن نیروی فکری و فیزیکی نسل اول انقلاب به تدریج با تزریق نیروهای نسل دوم و سوم انقلاب به ارکان( و نه حواشی) سیستم مدیریتی کشور علاوه بر بهره گیری از توان مدیریتی ارزشمند این جوانها فرصت کافی برای اشتباهات و آزمون و خطای اینان فراهم آورد تا در اینچنین روزگاری که در نخستین سال دهه چهارم استقرار نظام جمهوری اسلامی انبان نظام سیاسی و مدیریتی کشور خالی از نیروهای نخبه و کارآمد است مهره هایی ساخته و پرداخته را بتوان عرضه کرد.

نسل جوانهای دهه شصتی با هر مکافاتی که بود خود را به دهه چهارم انقلاب رساندند. متوسط سن این جوانها بین 23 تا 28 سال است. با توجه به قوانین استخدامی کشور یا سن و سال استخدام را پشت سر گذاشته و یا با پایان یافتن دوره دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد که معلوم نیست به دنبالش چه شخصی و با چه گرایشات فکری ای سکاندار دولت می شود، عملا شرایط سنی به کارگیری توسط سیستم اداری را از دست می دهند و این موضوع در درجه اول ضربه جبران ناپذیری به بدنه اجرایی کشور خواهد زد چرا که با از بین رفتن شرایط استخدامی نسل سه،  حکومت باید برای پر کردن خلاء های مدیریتی خود دست به دامن افرادی شود که هیچ تجربه سیاسی و اصولگرایی و هیچ تعلق خاطری به مبانی نظام و انقلاب نخواهند داشت .

جوانهای مسجدی و هیاتی و بسیجی این انقلاب همین یکی دو سال آینده و نهایتا تا پایان دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد از گردونه سیاسی حذف می شوند و مطمئنا هیچ ارتباطی بعد از این با زعمای جریان خود برقرار نخواهند کرد. چرا که این نسل در روابط سیاسی اش آنچه باید در طبق اخلاص می گذاشته را گذاشته و دیگر حق ودینی بر گردن خود احساس نمی کند. نسل سوم جوانان ایران اسلامی همین سالها می سوزند و در خوشبینانه ترین حالت شاید روزی برسد که ریش سفیدان انقلاب درب تک به تک عزلت گزیدگان جوان انقلاب را بزنند و از آنها برای تصدیگری مسئولیتی دعوت کنند. آنروز خیلی دیر است چرا که با از دست دادن فرصت بهره گیری از توان مدیریتی، علمی و شور و احساسات جوانان دهه شصتی، همین امروز هم نظام لطمات زیادی متوجه خود کرده و خواهد کرد...

کد خبر:  6416
فرستنده: ainanews Admin
گروه: مقالات, اخبار مهم
امتیازدهی
اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد؟
نظرات
ارسال شده توسط hamideh
آقای استاندار و اطرافیانش(ا.ج)بخوانند و...............................
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایی
این قلمها هستند که شهید پروند. امام خمینی < ر-ض > ضمن تشکر و قدردانی از سایت آینا نیوز که درد دل من جوان و خانواده ام را که هر روزی نیست بخاطر بیکاری ام که عضو بسیج فعال و از خانواده ی رزمنده و بسیجی خدمت سر بازی خود را به اتمام رسانده. ام دعوا و بگو مگو ها آنچنان شیرازه امید یک خانواده را از هم پا شانده .دیگر از همه جا واز وعده وعید های داده شده نا امید و ما یوس شده ایم .چرا که از قبل از پیروزی پدر فرهنگی در صف مبارزان بوده و به جبهه رفته و با فر مان امام راحل در 5 آذر 59 عضو بسیج شده. اکنون با آنهمه رشادت و شجاعت بنده در بغل مادر نهاده ساک رزمندگی اش را بر داشته راهی جبهه های حق علیه باطل شده و در چندین عملیات مشارکت نموده و در وفاداری به نظام و ولایت و حامی دولت مکتبی دریغی نورزیده اکنون فرصت طلبان رانتخوار و راحت طلب سر نوشت فرزندش را بخاطر حزب الهی بودن قر بانی اهداف بیمارگونه باندی و جناحی کرده اند. به هر دری می زنیم تا درد دلمان بیان کنیم افسوس اعمال نفوذ این عناصر آنقدر پر رنگ شده کسی محل مان نمی دهند. خداوند باری تعالی حامی مظلومان به دادمان برسد.و الا با این اوضاع تاسف بار نمی توان گرفتاریمان را به سمع و نظر دلسوزان و مسئولان و گارگزاران بر انیم . یک جوان بیکار =-----از شمالغرب استان
ارسال شده توسط یک شهروند
جناب اقای عطایی از نوشته تان خیلی خوشحال شدم . اما در درد دلی که کردید فقط به جوانان دهه 60 اشاره کردید غافل از اینکه اگر کمی به عقب برگزدید و دهه های 50 را هم ببینید در گوشه های این شهر خواهید دید که این بمباران دیده ها و جنگ کشیده ها که با همه این مشکلات درس خوانده و وارد دانشگاه شدند و الان کم کم به سن بازنشستگی نزیدک می شوند چگونه در به در برای یافتن شغل در تقلا هستند تا این اخر عمری حداقل زحمات چندین ساله شان را به بار بنشانند اما این فقط یک طرف قضیه است در ان سوی بحث اگر وارد سیاست شوی باز اینها را می بینی که ترس هجوم دشمن چنان در وجود آنها رخنه کرده که هر گز فراموش نخواهند کرد که چگونه دشمن در یک قدمی خانه شان بود و جوانان و برادران و پدرانشان برای اینها سد راه شدند و هرگز اجازه نخواهند داد این صحنه ها بار دیگر تکرار شود اگر دهه های 60 فقط این صحنه ها را شنیدند اما دهه 50 ها اینها را با تمام وجود احساس کردند و در جریان انتخابات هم بدون اینکه به ستادها بروند و چایی بخورند و خودی نشان بدهند و جز لیست اصولگرایان شوند فقط به عکس ها اکتفا کردند و گاهی به خاطر این عکس ها ماشین ها یشان هم مورد هجوم چپی ها قرار گرفت بدون ادعا و پشت صحنه ها و گاهی بعضی ها که برای رد گم کردن هر روز سر از یک ستاد در می اورند هم با چاپلوسی و زرنگی منتظر نتیجه بودند تا پیام تبریک را به عنوان نفر اول بفرستند اما اینها در پی کسب امتیاز که نبودند بلکه در پی حفظ چادر و ارزش هایی بودند که برای ان از اداره ای که شاید حقوق 5 سال قبل شان از حقوق خیلی ها در این زمان بیشتر بود اخراج شده اند و با تقلا و هزاران مدرک و توانایی در گوشه ای از اداره به عنوان یک نیروی شرکتی مشغول خدمت شدند تا در پایان عمر شاید تا حدی به ارزوی های خود برسند خلاصه درد ی که نوشته ای فقط مال ان دوره ها نیست مشکل از اینجاست که اینها هم باید از قانون استخدامی بند (پ) برخوردار باشند و الا این عز و جزها به جایی نمی رسد
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایی
از استاندار محترم ملتمسانه میخواهیم به مدیران کل و جز ء دستور فر مایند. با سر نوشت نسل سوم و جویای کار بازی نکنند و آلت دست سیاسی کاریهای خویش قرار ندهند.؟ چرا یکی را قر بانی و دیگری را زنده می کنند. ؟ حق چیست ؟ باطل کدام است؟ چگونه آنها را بشناسیم؟چه معیار هایی برای شناخت آنها وجود دارد ؟ اینها از جمله عمیق ترین پر سشهایی است که هزاران هزار نسل سوم و جوان جویای کار در طول سه دهه ی پر خیر برکت نظام مقدس جمهوری اسلامیمان با آن رو به رو هستند؟ . آقای استاندار ولایی و مکتبی و مردمی نیک مستحضرید خداوند متعال که آگاه بر خیر و شر انسانهاست به خاطر هدایت بشر بسوی حق و نیفتادن او به وادی باطل راهنمایان و رسو لانی فر ستاده تا مسیر زندگی را که در جهت هدف آفرینش است به او نشان دهند و در این حرکت او را یاری نمایند. خدا شاهد و گواه زنده است حقوقم را در روز روشن ضایع کردندو در پیش خانواده ام شرمنده چون از خانواده وفادار به نظام هستم. چون دلم به نظام و رهبری و دولت منادی عدالت می تپد؟ اما آنهایی که حقم را نابود کرده اند اهدافشان فقط و فقط گمراه شدنم و به منجلاب افتادنم است و میخواهند. تا در اثر فشار های روحی و روانی از اعتقاداتم و نظامم رویگردان شوم. اما بدانند این آرزو ی سخیف شان محقق نخواهد شد . هرچند کارم را از دستم گرفتند.خودم را آواره و سر گردان کرده اند اما از خدایم نا امید نشده ام .و به آستان ذات اقد سش پیشانی ساییده و شاکر و سپاسگزارم. یک جوان ........
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایÃ جنبش عدالتخواهی عدالتخواه €™
با تشکر فراوان از سایت آینا نیوز که در انعکاس درد دل هموطنان واقعا متحمل رنجها و مرارتها ی بیشماری می شوند و .ممکن است در این راستا برای برخی ها تلخکامی بیاورد.اما به شیرینی اش می ارزد. حقیر بعنوان یکی از خادمان نظام مقدس جمهوری اسلامی در دهه 60 در دوره ی فرمانداری < وقت > رئیس جمهوری محبوب در شهر ستان .... که در خدمتش بودم . از لحاظ منش اخلاقی و ساده زیستی و پاکدستی اقتدارو توانمندی که در مدیریت داشتند .نمی خواهم بگویم بی نظیر اما با جرات می گویم کم نظیر بودند. حال بعد از 25 سال سوابق اجرایی و سیاسی با اکثریت قریب به اتفاق آرای مردم سکان اجرایی جامعه را بر عهده گرفته اند مایه افتخار و شرف و عزت و سر بلندی ملت ایران است. کدام رئیس جمهوری با این همه تجربه کاری تا بحال به سر کار آمده .چرا نا سپاسی و نا شکری ؟؟؟ باید این انتخاب را قدر بدانیم و خدمات دولت منادی عدالت نهم و دهم را ارج نهیم .!!
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایی
آقای استاندار با سلام - من یک دانش آموز هستم .خواستم مشکلات خود و خانواده ام رااز طریق سایت آینا نیوز بخدمت شما مقام مسئول بر سانم . البته قصد نداشتم مزاحم وقت پر غنیمت آن پدر زحمتکش شوم اما فشاری که در محیط منزلمان فراهم آورده اند مجبور شدم تا حقیقت را به شما بزرگوار بنویسم ایکاش درد دل من دانش آموز را مطالعه می فرمودید. حاج آقا. یک برادر دارم که واقعا و ظایف دینی خود را در وقت اش بجا می آورد . ایشان 2 سال در اداره ای در بازرگان کار می کرد .با اینکه فوق دیپلم مکانیک بود. اما در رشته دیگر کار شناس مدیریت صنعتی مشغول تحصیل بودند خلاصه هزینه تو جیبی و دانشگاهی اش را تامین می کرد . اما مدیر بد اخلاق اش که همه از او نا راضی بودند .حق برادرم را پایمال کرد. و او را از کار محروم کرد ودر عوض فامیل اش را بجایش مشغول کار نمود و به مدیر بعد از خودش نیز گفته بود مانع فعالیتش شو .الان دو سال پدرم پیگیری می کند. کسی به مشکلات برادرم رسیدگی نمی کند. مگر او چه گناهی کرده این قدر مورد آزار و اذیت قرارمی دهند. آ یا پار تی ندارد؟...... پس چرا در جواب یکی از نامه ها نوشته بودند .برادرم از نیرویهای فعال شر کتی است البته مدیر کل استان جواب داده بود . اما شرکت نیاز نداشته.در صورتیکه بیش از ده نفر بعد از برادرم در همان اداره بکار مشغول کرده اند. حتی نماینده ی محترم ماکو در یک نامه معرفی کرده بود . اما آنها عمدا یک نفر دیگر را بکار گرفته اند. این حق کشی باعث شده من نمی توانم به درس و مشق برسم .خواهشی که دا رم به مدیر محترم دستور فر مایید. این قدر یک جوان را اذیت ندهد. او هم صاحب فرزند است .اگر کسی فرزندش را این چنین اذیت کند دوام می آورد؟؟؟؟ خداوند یار مدد کارت
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایی
مدیر سایت آینا نیوز : با سلام . من نمی گویم سمندر یا پروانه باش /// چون بفکر سوختن افتاده ای مردانه باش /// این سایت تنها سایتی است .با حفظ اما نتداری و رساندن این امانتها به صاحبانش جایگاه و پایگاه مردمی خویش را پیدا کرده . هر چند که گا ها باب میل برخی ها نیست .اما کسانیکه با نرم افزار سر کار دارند به اخلاص و صداقت و امانتداریتان ایمان دارند. انتظار میرود بیش از پیش جهت انعکاس خدمات ارائه شده تو سط کار گزاران خدوم و زحمتکش در سطح استان در یغی ننموده و وفاداریتان را به نظام و ولایت و دولت منادی عدالت به اثبات بر سانید.البته به ثبوت رسیده است . موفق و مو ید باشید
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولایی
نسلی که ایستاده میمیرد ؟. نسلی که در برابر تبعیضات آشکار بر خی مدیران دق مرگ می شوند.؟ نسلی که بخاطر حمایت از نظام و ولایت و دولت مکتبی !!! شدیدا مورد بی مهری مدیران بی اصل و ریشه واقع شده اند . نسلی که از شدت تبعیضات اندک مدیرانی متملق و مریض الاحوال به نا راحتی اعصاب و روان دچار می شوند .؟ نسلی که نمی تواند صدایش را به گوش مقا مات ارشد و دلسوز نظام بر سانند ؟ چون این مدیران همچون شبکه ی تار های عنکبوبی آنچنان بهم تنیده شده اند اگر به تاری آسیبی بر سد .زنگ آژیر خطر بصدا در می آید. ؟ نسلی که با هو شیاری می بیند یکی از مدیران با رانتخواری و سوء استفاده از پست و مقام و جایگاهش بیش ازچند منسوبش را جذب کار کرده آنهم بدون رنج و مشقت و و ساطت ؟خود بخود ایستاده خشک شده و زبانش به بند می آید .؟ پس این نسل حق دارد بسوزد و بسازد .و در پیش پدر و مادر شرمنده و خجالت زده شود. شب ها در پایگاه های بسیج دین اش را بدون منت ادا نماید ؟ روز ها در کنج منزل با دربهای از پشت بسته ماوا گزیده تا به چشمان پدر و مادرش ننگرد. چون احساس شرمساری می کند.انشا ء الله استاندار خدوم و سختکوش بعنوان عالی ترین مقام اجرایی و سیاسی و نما ینده ی تام الاختیار دولت منادی عدالت با سعه ی صدر در فکرحل مشکلات این عزیزان باشند. انشا ء الله
ارسال شده توسط دلسوز نظام ولاÃ
در فکر نسلی که می سوزد باشید !!!و نگذارید دستان آلوده و افکار بیمار و سینه های مغرض فرزندان لایق و شایسته را نابود سازند. تا کی باید منتظر ماند تا یک مردی از تبار محرومان به استمداد این عزیزان برسد.

نام و نام خانوادگی (الزامی)

پست الکترونیکی (الزامی)

وب سایت


خبرگزاری فوتبال آذربایجان



اتاق شیشه ای سیاست







نرم افزار پشتیبانی قانون جدید خدمات کشوری

Copyright 2009 www.ainanews.com   شرایط استفاده  حريم شخصي كاربران