qkhabar
ارسال پیامک
yahag
ارسال پیامک
 جستجو
يکشنبه, بهمن 16, 1390..:: اخبار و رویدادها::..ثبت نام كاربر  ورود به سايت
  جستجو در اخبار   

   مطالب پر بحث هفته   
نمایندگی مجلس به چه قیمت؟(12 نظر)
شهرما این روزها(12 نظر)
دعوت رجانیوز برای حذف «تبریز» از فوتبال مملکت(11 نظر)
80 روز گذشت؛ آمارگيران هنوز چشم انتظارند(6 نظر)
آشنایی با هنر رزمی « وینگ چون » (5 نظر)
رتبه سی ام آذربایجان غربی در ادغام صنعت،معدن و تجارت (3 نظر)
سمرقندی پاسخ داد: آموزش و پرورش به شدت مراقب است(3 نظر)
حجاب مانع تمام نا هنجاریها(2 نظر)
افتتاح 775 پروژه در آذربایجان غربی در دهه فجر(1 نظر)
بهره برداری از 145 طرح عمرانی در آذربایجان غربی(1 نظر)
والی بزرگ و رئیس بلدیه ارومیه د ر عمارات قدیمی (1 نظر)
قاتل خاموش، جان پدر و مادری را گرفت(0 نظر)
جذب گردشگر و سرمایه گذار از عوامل توسعه آذربایجان غربی است(0 نظر)
ارائه 3 مقاله برتر در پانزدهمین جشنواره بین المللی قصه گویی(0 نظر)
160 میلیارد تومان اعتبار از سفرهای هیئت دولت باقی مانده است(0 نظر)
افزایش 21 هزار مشترک برق در آذربایجان غربی(0 نظر)
ادارات ظرفیت های مغفول خود را شناسایی کنند(0 نظر)
برگزاری آزمون دوره پیش نیاز تربیت معلم قرآن در مؤسسه هدی للناس ارومیه(0 نظر)
فرسودگی 35 درصد تاسیسات آبرسانی به روستاهای آذربایجان غربی(0 نظر)
برگزاری مسابقات بوکس در لیگ کشوری(0 نظر)

   مطالب پر بیننده ماه گذشته ........   
بازی دوسر برد برای قاضی پور
دعوت رجانیوز برای حذف «تبریز» از فوتبال مملکت
می شود مردانه هم رقابت کرد
نقش روحانیت ارومیه در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی
شهرما این روزها
تصویری: توزیع اغذیه قلابی در مدارس مناطق محروم آذربایجان غربی
شهرکهای صنعتی آذربایجان غربی؛ شهسوار رفت،موسوی مدیرعامل شد
نمایندگی مجلس به چه قیمت؟
والی بزرگ و رئیس بلدیه ارومیه د ر عمارات قدیمی
حضرت آیت الله خامنه ای:تاریخ بشریت بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه ی تحول عظیم قرار دارد
رتبه سی ام آذربایجان غربی در ادغام صنعت،معدن و تجارت
حجاب مانع تمام نا هنجاریها
80 روز گذشت؛ آمارگيران هنوز چشم انتظارند
تکرار مطلب موهن یک نشریه محلی در نشریه ای دیگر
سمرقندی پاسخ داد: آموزش و پرورش به شدت مراقب است
هنرمندان کشور در اورمیه به مصاف خبرنگاران می روند
وجود تناقض در زمینه احداث تله کابین ارومیه
آشنایی با هنر رزمی « وینگ چون »
تله کابین اورمیه به کجا رسید؟ +توضیحات آینانیوز
دستگیری سارق اینترنتی در ارومیه
گزارش کامل اختتامیه نخستین جشنواره «سایه سار ولایت»+بیانیه هیات داوران
توقیف 38 خودروی ترکیه توسط هنگ مرزی خوی
افتتاح 775 پروژه در آذربایجان غربی در دهه فجر
واکنش جدی نمایند ارومیه به اظهارات معارضان کردستان عراق
همایش علما و روحانیون مرکز آذربایجان غربی به تعویق افتاد
کاهش 24 سانتی متری آب دریاچه ارومیه
افتتاح 38 طرح عمران شهری در آذربایجان غربی
ظرفیت یابی 7 خوشه صنعتی در آذربایجان غربی
قاتل نامریی جان پنج نفر را گرفت
مجسمه سازان روستای مافی کندی سلماس حمایت شوند

فیلک
   اخبار و رویدادها   
داغ کن - کلوب دات کامتعداد نظرها: 1 نظر تعداد بازدید: 850 تعداد امتیازدهی:  3   (Article Rating)

صدامی ها را به جان هم انداختیم

روایت شیخ غلامرضا حسنی از حضور کوتاه مدتش در کنار مهدی باکری
همه ساله اسفندماه که می شود یاد و خاطره سردار آقامهدی باکری در کشور میپیچد. فرمانده شجاع لشگر 31 عاشورا کسی امروز بسیاری از بزرگان جنگ و سیاست علاقه عجیبی به قرار گرفتن نامشان در کنار نام او دارند و هریک به "ظن خود..." از نام و عزت و احترامش برای خود "یاری" می جویند. نیک یا بد، نام باکری برای خیلی ها نام است و برای برخی دیگر نان. هر جنبنده ای را امروز در عالم سیاست می بینی خاطره ای و عکسی از او دارد برخی نیز بودند که تا آخرین لحظه شهادتش در کنارش بودند و صدایش را از بی سیم در لحظات پایانی شنیدند(شهید احمد کاظمی) و با درددلهایش تا آخر عمر شیدایی شهادت و به هم پیوستنش را در دل نهان کردند. سردار را برخی ها بهترین گزینه برای ریاست جمهوری( اگر زنده بود) میدانستند( محسن رضایی در انتخابات نهم گفته بود) و خیلی ها هم دل کندن از شهرداری ارومیه را آنهم با 25 سال سن با تحصیلات عالیه و پیوستنش به خاک و خون و خط مقدم را خط بطلانی میدانند بر قدرت طلبی و مقام پرستی آقامهدی. شخصیتی که مدیریت جنگ را در حد فرماندهی لشگر خوب بلد بود و روحیه شکست ناپذیری و مبارزه طلبی اش که از خانواده ای با این صبغه و فرهنگی با این نام و نشان( آذربایجانی) به یادگار داشت، حرف و حدیث در مورد سردار اول دفاع مقدس شدن را در موردش خاتمه داده بود و به چه تشبیه می شود آنکه همه، نسبتشان در عشق و وفاداری و ولایتمداری ومدیریت و ایمان و درایت و سرسپردگی را با بخشی از توانمندیها و ویژگیهای ذاتی آقامهدی محک می زنند و باکری الگوی خیلی از بزرگانی است که امروز با یاد و نام آو آوازه یافته اند و پابرجایند.
تاریخ زندگی سردار بدر با وجودیکه چندین و چند بار از سوی همرزمان و آشنایانش به رشته تحریر درآمده اما همچنان حاوی نکاتی ظریف و مغفول است که کشف و تبیین این فصول از تاریخ می تواند به دیگرگونی تاریخ ناگفته و نهفته آذربایجان غربی و ارومیه نیز کمک شایانی نماید.
با نکوداشت یاد و نام این بزرگ جاودانه، روایتی از دیدار کوتاه حجت الاسلام شیخ غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه از مهدی باکری برگرفته از کتاب " سردار بدر" را با هم میخوانیم:
در جبهه جنوب و خوزستان، آنگونه که باید و شاید نتوانستم توفیق حضور داشته باشم. شاید علتش این بود که در منطقه ی خود سرگرم بودم. البته اینجا هم واقعا جبهه بود، بلکه از جهاتی بسیار وسیع تر و پیچیده تر از جبهه ی جنوب هم بود. برای اینکه در جبهه جنوب به هرحال دشمن مشخص بود و سنگرهایشان هم در جلوی آدم قرار داشت ولی ما در ارومیه و کردستان گاهی دوست و دشمن خود را نمی شناختیم. از طرف جلو، عقب، راست و چپ، زمین و هوا مورد تهاجم قرار می گرفتیم. با همه این ها، اینجور هم نبود که از جبهه های جنوب بی خبر و غافل باشم. به طور مرتب با شهید مهدی باکری در ارتباط بودم. او مرتب با من تماس می گرفت و نیازهای مادی و معنوی لشگر عاشورا را با من در میان می گذاشت. من هم در نماز جمعه با مردم مطرح می کردم. انواع و اقسام کالاهای خوراکی و پوشاکی تهیه و جمع آوری می کردیم و به لشگر 31 عاشورا می فرستادیم.
ولی به هرحال بخشی از لشگر 31 عاشورا را بچه های آذربایجان غربی و ارومیه تشکیل می دادند و مضافا این که، فرمانده لشگر هم از بچه های خوب ارومیه بود.اغلب توقع داشتند بنده حقیر ولو یک بار هم که شده در آنجا چند روزی خدمت برادران میهمان باشم؛ بنابراین یک روز که با شهید باکری به دیدار امام خمینی در جماران رفته بودم از آنجا در معیت آقامهدی به جبهه جنوب رفتم.در این مدت آقامهدی نیز بنده را شرمنده کرد. او همیشه سعی داشت در کنار من باشد. می گفتم: بابا شما بروید به کارهای مهم خودتان برسید. شما فرمانده لشگر هستید، وقت تان را برای ما هدر نکنید، جوابش فقط سکوت با لبخند بود. او بسیار مودب و متواضع و در عین حال تیزفهم و کاردان بود. گاهی در مورد بعضی مسائل نظامی و عملیاتی از من نظر می خواست و مشورت می کرد. می گفتم آقاجون! من یک آخوند هستم، اگر هم اسلحه برداشتم از روی ناچاری، فله ای و دیمی است. من آن قدرها از امور تخصصی نظامی سردرنمی آورم. خودتان بروید با دوستان تان تصمیم یگیرید، ولی او آنقدر این ور و آن ور می کرد و بالاخره یک نظری از من می گرفت و می رفت. این نهایت تواضع و ادب او را می رساند. با اینکه فرمانده لشگر 31 عاشورا بود، خودش را می شکست و از یک آخوند نظر می خواست و این خیلی مهم است. برای اینکه او قبل از اینکه فرمانده لشکر عاشورا باشد و پیش از این که شهردار شهری مثل ارومیه باشد، یک انسان وارسته و خودساخته ای بود.
شبی سکوت مطلق در جبهه ها حاکم بود. هیچ تبادل آتشی دیده نمی شد. ناگهان طرحی به ذهنم رسید.به آقا مهدی گفتم : بلند شو، برو یک حالی از این صدامی ها بگیریم. گفت: چطور؟ گفتم الان متوجه می شوی . ساعت 2 بامداد هرکدم یک مسلسل برداشتیم که در پشت موتورسیکلت قابل حمل باشد. باهم به خط مقدم جبهه آمدیم. این خط یک حالت قیچی مانند داشت و در هر دو طرفش عراقی ها قرار داشتند و وسطش هم خالی بود. به آقا مهدی گفتم شما بروید در آن طرف لبه ی اول به سوی موضع تو شلیک می کنم و بعد هم تو به طرف من شلیک کن. تا بدین وسیله صدامی ها را به جان هم بیندازیم. ما این نقشه را دو نفری عملی کردیم. صدامی ها تا نزدیک صبح، موضع همدیگر را کوبیدند. چون هردوطرف خیال می کردند که طرف مقابلش ایرانی است و با توپ و خمپاره و مسلسل خود را کوبیدند. کد خبر:  7937
فرستنده: ainanews Admin
گروه: اخبار مهم
22222
امتیازدهی
اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد؟
نظرات
ارسال شده توسطA
خدا رحمت کند مردان بزرگواری را که جانفشانی کردند ورفتند ولی افسوس که بعضی ها گرگها در لباس میش چه ها نکردند ونمیکنند و .......

نام و نام خانوادگی (الزامی)

پست الکترونیکی (الزامی)

وب سایت


      
پنل رایگان ارسال پیامک

   مقالات.................   

   تبلیغات   


دانلود نوحه ترکی ویژه محرم

خبرگزاری فوتبال آذربایجان

اتاق شیشه ای سیاست



نرم افزار پشتیبانی قانون جدید خدمات کشوری


دانلود نوحه ترکی ویژه محرم

خبرگزاری فوتبال آذربایجان

اتاق شیشه ای سیاست



نرم افزار پشتیبانی قانون جدید خدمات کشوری


   ads   

Copyright 2011 www.ainanews.com   شرایط استفاده  حريم شخصي كاربران