جستجو
جمعه, مرداد 08, 1389..:: اخبار و رویدادها::..ثبت نام كاربر  ورود به سايت
مطالب پر بیننده ماه گذشته ........  چاپ   کمينه 
آینانیوز برای نخستین بار منتشر کرد: متن استعفای جنجالی علیرضا غنی زاده از دانشگاه آزاد
چرا آقای جاسبی؟
نگاهی به افکار و عقاید بهائیت و وهابیت
تصاویری جالب از قسیم عثمانی از سایت شخصی اش
اختصاصي آينانيوز: معاون وزير آموزش وپرورش، معاون استاندار آذربايجان غربي شد
تصویری: نمایندگان آذربایجان غربی در حضور رهبری
دنیا از سربازان ترک می ترسد
نماینده های گذشته آذربایجان غربی چه کاره اند؟
جلسه پربار ماهانه برای جامعه اسلامی مهندسین آذربایجان غربی
اتابک جعفری دبیر جبهه پیروان خط امام و رهبری استان شد
جواد جهانگیرزاده رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان غربی شد
پاسخ شهردار ارومیه به معضل " بی نمادی " شهر
حلقه"ارومیه‌ای"های دولت کار را تمام کرد
اوایل هفته آینده: جلال زاده از معاون سیاسی اش رونمایی می کند
سایت خبری "خوی آنلاین" آمد
تصویر: اردوغان زیر تمثال منسوب به حضرت علی(ع)
همایش یکروزه جامعه اسلامی مهندسین آذربایجان غربی با حضور مرتضی نبوی
هنرمند مجسمه ساز ارومیه ای از زندان آزاد شد
بهنام علمشاهی در ارومیه: تا چکم نقد نشود نمی خوانم!
میخواهیم اسرائیل دوم را در منطقه بنیاد نهیم
انتظار: 80 درصد واحدهای صنعتی آذربایجان غربی تعطیل هستند
راهکارهایی برای تقویت آرامش روانی در زندگی خصوصی و فرهنگ عمومی
"نام آوران اورمیه" منتشر شد
آلبوم خواننده زن با مجوز وزارت ارشاد
طبیعت نگاری های یک آماتور(1)
حجت الاسلام قهرمانی رئیس حوزه های علمیه آذربایجان غربی شد
وزارت علوم: اطلاق عنوان "دکتر" به محمدرضا رحیمی بلامانع است
برای نجات حرمت قلم، وارد گود شوید
ترمينال سفرهاي جاده اي اروميه شبانه روزي شد
700میلیارد تومان مطالبات بانکهای آذربایجان غربی؛300 میلیارد در اختیار چند نفر!
حق گریه کردن نداری؛ چون یک مردی!
علت قطعی های مکرر روزهای اخیر برق در ارومیه
جولان زمین خواران در اراضی خشک شده دریاچه ارومیه
حمایت انجمن خبرنگاران آذربایجان غربی از مدیرمسئول آینانیوز
جوابیه شرکت آبفای آذربایجان غربی + توضیحات آینانیوز
طبیعت نگاریهای یک آماتور(2)
رجب طیب فاتح یا سلطان محمد اردوغان
کاک درویشی فرماندار مهاباد شد
تصویر: مرقد اولین شهید عالم خلقت+تصویرو توضیح تکمیلی
برادر باکری! و اما دسته‌های چهارم، پنجم و ششم...
عسگراولادی، فردا در ارومیه
بانو بدرالملوك انصاري هم پركشيد
مجمع عمومی تعاونی مسکن مطبوعات ارومیه
خاطرات عادل فردوسی پور از 9 جام زندگی
چهارمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاریها، مردادماه در ارومیه
طبیعت نگاریهای یک آماتور(3)
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت
آذربایجان غربی فصل آینده با یک تیم در دسته اول جام آزادگان
احتمال افزایش تبخیر آب دریاچه ارومیه در تابستان امسال
کمک مالی و نظامی حکومت اقلیم کردستان به تروریست های ضدایرانی
لغو مجوز کنسرت کردی در اورمیه
بحران گرما در ایران،دو سوم کشور دو روز در تعطیلی
راه و ترابری آذربایجان غربی مستند میانگذر ارومیه را می سازد
اردوغان: کسی نباید با ترکیه بازی کند
سفیر ایران در بغداد: به وزارت خارجه عراق احضار نشده ام
زیرگذر تقاطع غیر همسطح پل قویون ارومیه آماده بهره برداری شد
مقبره 1080 ساله محمد خلیلان و بی توجهی مسئولین
آذربایجان حمله اسرائیل را محکوم کرد
طالبی: محور شهید کلانتری بحرانی ترین محور آذربایجان غربی است
حفظ محيط زيست بزرگ‌ترين مسئوليت اجتماعي رسانه‌هاست
اخبار و رویدادها  چاپ   کمينه 
در کلوب داغش کن :داغ کن - کلوب دات کامتعداد نظرها: 1 نظر تعداد بازدید: 405 تعداد امتیازدهی:  3   (Article Rating)
صدامی ها را به جان هم انداختیم

صدامی ها را به جان هم انداختیم

روایت شیخ غلامرضا حسنی از حضور کوتاه مدتش در کنار مهدی باکری
همه ساله اسفندماه که می شود یاد و خاطره سردار آقامهدی باکری در کشور میپیچد. فرمانده شجاع لشگر 31 عاشورا کسی امروز بسیاری از بزرگان جنگ و سیاست علاقه عجیبی به قرار گرفتن نامشان در کنار نام او دارند و هریک به "ظن خود..." از نام و عزت و احترامش برای خود "یاری" می جویند. نیک یا بد، نام باکری برای خیلی ها نام است و برای برخی دیگر نان. هر جنبنده ای را امروز در عالم سیاست می بینی خاطره ای و عکسی از او دارد برخی نیز بودند که تا آخرین لحظه شهادتش در کنارش بودند و صدایش را از بی سیم در لحظات پایانی شنیدند(شهید احمد کاظمی) و با درددلهایش تا آخر عمر شیدایی شهادت و به هم پیوستنش را در دل نهان کردند. سردار را برخی ها بهترین گزینه برای ریاست جمهوری( اگر زنده بود) میدانستند( محسن رضایی در انتخابات نهم گفته بود) و خیلی ها هم دل کندن از شهرداری ارومیه را آنهم با 25 سال سن با تحصیلات عالیه و پیوستنش به خاک و خون و خط مقدم را خط بطلانی میدانند بر قدرت طلبی و مقام پرستی آقامهدی. شخصیتی که مدیریت جنگ را در حد فرماندهی لشگر خوب بلد بود و روحیه شکست ناپذیری و مبارزه طلبی اش که از خانواده ای با این صبغه و فرهنگی با این نام و نشان( آذربایجانی) به یادگار داشت، حرف و حدیث در مورد سردار اول دفاع مقدس شدن را در موردش خاتمه داده بود و به چه تشبیه می شود آنکه همه، نسبتشان در عشق و وفاداری و ولایتمداری ومدیریت و ایمان و درایت و سرسپردگی را با بخشی از توانمندیها و ویژگیهای ذاتی آقامهدی محک می زنند و باکری الگوی خیلی از بزرگانی است که امروز با یاد و نام آو آوازه یافته اند و پابرجایند.
تاریخ زندگی سردار بدر با وجودیکه چندین و چند بار از سوی همرزمان و آشنایانش به رشته تحریر درآمده اما همچنان حاوی نکاتی ظریف و مغفول است که کشف و تبیین این فصول از تاریخ می تواند به دیگرگونی تاریخ ناگفته و نهفته آذربایجان غربی و ارومیه نیز کمک شایانی نماید.
با نکوداشت یاد و نام این بزرگ جاودانه، روایتی از دیدار کوتاه حجت الاسلام شیخ غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه از مهدی باکری برگرفته از کتاب " سردار بدر" را با هم میخوانیم:
در جبهه جنوب و خوزستان، آنگونه که باید و شاید نتوانستم توفیق حضور داشته باشم. شاید علتش این بود که در منطقه ی خود سرگرم بودم. البته اینجا هم واقعا جبهه بود، بلکه از جهاتی بسیار وسیع تر و پیچیده تر از جبهه ی جنوب هم بود. برای اینکه در جبهه جنوب به هرحال دشمن مشخص بود و سنگرهایشان هم در جلوی آدم قرار داشت ولی ما در ارومیه و کردستان گاهی دوست و دشمن خود را نمی شناختیم. از طرف جلو، عقب، راست و چپ، زمین و هوا مورد تهاجم قرار می گرفتیم. با همه این ها، اینجور هم نبود که از جبهه های جنوب بی خبر و غافل باشم. به طور مرتب با شهید مهدی باکری در ارتباط بودم. او مرتب با من تماس می گرفت و نیازهای مادی و معنوی لشگر عاشورا را با من در میان می گذاشت. من هم در نماز جمعه با مردم مطرح می کردم. انواع و اقسام کالاهای خوراکی و پوشاکی تهیه و جمع آوری می کردیم و به لشگر 31 عاشورا می فرستادیم.
ولی به هرحال بخشی از لشگر 31 عاشورا را بچه های آذربایجان غربی و ارومیه تشکیل می دادند و مضافا این که، فرمانده لشگر هم از بچه های خوب ارومیه بود.اغلب توقع داشتند بنده حقیر ولو یک بار هم که شده در آنجا چند روزی خدمت برادران میهمان باشم؛ بنابراین یک روز که با شهید باکری به دیدار امام خمینی در جماران رفته بودم از آنجا در معیت آقامهدی به جبهه جنوب رفتم.در این مدت آقامهدی نیز بنده را شرمنده کرد. او همیشه سعی داشت در کنار من باشد. می گفتم: بابا شما بروید به کارهای مهم خودتان برسید. شما فرمانده لشگر هستید، وقت تان را برای ما هدر نکنید، جوابش فقط سکوت با لبخند بود. او بسیار مودب و متواضع و در عین حال تیزفهم و کاردان بود. گاهی در مورد بعضی مسائل نظامی و عملیاتی از من نظر می خواست و مشورت می کرد. می گفتم آقاجون! من یک آخوند هستم، اگر هم اسلحه برداشتم از روی ناچاری، فله ای و دیمی است. من آن قدرها از امور تخصصی نظامی سردرنمی آورم. خودتان بروید با دوستان تان تصمیم یگیرید، ولی او آنقدر این ور و آن ور می کرد و بالاخره یک نظری از من می گرفت و می رفت. این نهایت تواضع و ادب او را می رساند. با اینکه فرمانده لشگر 31 عاشورا بود، خودش را می شکست و از یک آخوند نظر می خواست و این خیلی مهم است. برای اینکه او قبل از اینکه فرمانده لشکر عاشورا باشد و پیش از این که شهردار شهری مثل ارومیه باشد، یک انسان وارسته و خودساخته ای بود.
شبی سکوت مطلق در جبهه ها حاکم بود. هیچ تبادل آتشی دیده نمی شد. ناگهان طرحی به ذهنم رسید.به آقا مهدی گفتم : بلند شو، برو یک حالی از این صدامی ها بگیریم. گفت: چطور؟ گفتم الان متوجه می شوی . ساعت 2 بامداد هرکدم یک مسلسل برداشتیم که در پشت موتورسیکلت قابل حمل باشد. باهم به خط مقدم جبهه آمدیم. این خط یک حالت قیچی مانند داشت و در هر دو طرفش عراقی ها قرار داشتند و وسطش هم خالی بود. به آقا مهدی گفتم شما بروید در آن طرف لبه ی اول به سوی موضع تو شلیک می کنم و بعد هم تو به طرف من شلیک کن. تا بدین وسیله صدامی ها را به جان هم بیندازیم. ما این نقشه را دو نفری عملی کردیم. صدامی ها تا نزدیک صبح، موضع همدیگر را کوبیدند. چون هردوطرف خیال می کردند که طرف مقابلش ایرانی است و با توپ و خمپاره و مسلسل خود را کوبیدند. کد خبر:  7937
فرستنده: ainanews Admin
گروه: اخبار مهم
امتیازدهی
اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد؟
نظرات
ارسال شده توسطA
خدا رحمت کند مردان بزرگواری را که جانفشانی کردند ورفتند ولی افسوس که بعضی ها گرگها در لباس میش چه ها نکردند ونمیکنند و .......

نام و نام خانوادگی (الزامی)

پست الکترونیکی (الزامی)

وب سایت


خبرگزاری فوتبال آذربایجان



اتاق شیشه ای سیاست







نرم افزار پشتیبانی قانون جدید خدمات کشوری

Copyright 2009 www.ainanews.com   شرایط استفاده  حريم شخصي كاربران